آخرین اخبار
کد مطلب: 169004
محسن پيرهادي
«نواصولگرايي» نسخه‌اي شفابخش براي تن رنجور سياست ورزي اصولگرايان
تاریخ انتشار : 1397/03/03 11:10:55
نمایش : 109
لزوم بازنگري در کنشگري سياسي و تعامل مثبت با جوانان و آحاد مردم به عنوان يکي از پايه‌هاي اصلي در مانيفست سياست ورزي اصولگرايان در ساحت انديشه اصولگرايي به حساب مي‌آيد که يکي از بنيان‌هاي اصلي نواصولگرايي است.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ محسن پيرهادي دبيرکل «جمعيت پيشرفت و عدالت اسلامي» و عضو سابق شوراي شهر تهران، طي يادداشتي که در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده، لزوم بازنگري در سياست‌ورزي در اردوگاه اصولگرايان را مورد اشاره قرار داده و به الزامات «نواصولگرايي» پرداخته است. متن اين يادداشت را پيش رو داريد.

عدم توفيق اصولگرايان در کارزارهاي سياسي و به خصوص انتخاباتي اخير، از لزوم بهبود عملکرد و ورود جدّي به اصلاح مختصات سياست‌ورزي در اردوگاه اين جريان سياسي حکايت مي‌کند. مصداق بارز اين مهم انتخابات مجلس سال 94 بود که چندصدايي و عدم وحدت نظري و عملي، به طور بديهي نتوانست اعتماد مردم را جلب کرده و در نهايت نيز منتج به درج شکست در کارنامه اصولگرايان شد.

نکته حائز اهميت اينکه هر جريان سياسي ناظر به شاخصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي جامعه و نيازهاي روز مردم، نيازمند تغيير در اتخاذ شيوه‌هاي تاکتيکي براي نيل به هدف و اهداف از پيش تعيين شده دارد و روشن است که جريان اصولگرايي نيز از اين قاعده مستثنا نيست. در اين ميان ماهيت نواصولگرايي نسخه‌اي ست شفابخش که براي تن رنجور سياست ورزي اصولگرايي تجويزهاي درمانگرانه‌اي به ارمغان آورده و عملياتي کردن آن، به شکل عيني، مکانيسم رفتاري اصولگرايان را در شاخصه اثربخشي با تحول جدّي روبه‌رو خواهد کرد.

لزوم بازنگري در کنشگري سياسي و تعامل مثبت با جوانان و آحاد مردم به عنوان يکي از پايه‌هاي اصلي در مانيفست سياست ورزي اصولگرايان در ساحت انديشه اصولگرايي به حساب مي‌آيد که يکي از بنيان‌هاي اصلي نواصولگرايي است. از سوي ديگر، براي حرکت به سوي افق‌هاي روشن در سپهر سياست کشور، تلفيق انديشه تکنوکراتي ناظر به پيشگيري از هرز رفتن ظرفيت‌ها و افزايش راندمان و بهره‌وري در حوزه‌هاي مختلف با مقوله انقلابي‌گري که تار و پود اصلي جريان اصولگرايي محسوب مي‌شود، راهگشاست.

به باور همه صاحب‌نظران، جريان اصولگرايي بايد براي جهشي بزرگ‌تر و اعتبار بخشي افزون‌تر در بين مردم لاجرم مي‌بايست به فضاي اجتماعي نزديک‌تر شود و با کنار گذاشتن تشتت و چنددستگي و احياي دوباره ظرفيت‌هاي گفتماني، مسير انقلابي و ارزشمند خود را بهتر از گذشته طي کند.

نکته واجب و ضروري براي احياي اعتبار و کاريزماي جريان اصولگرايي، تعيين دقيق راهبردهايي است که از دل بازخواني مشي و هويت جريان اصولگرايي استخراج مي‌گردد؛ جرياني که مدت‌ مديدي است خود را از وجود تئوريسين متبحر بي‌نياز مي‌داند و در انداختن طرحي براي خروج از روزمرگي‌ها را بر نمي‌تابد.

آنچه بديهي است اينکه براي جلب آراي مردمي در کارزارهاي انتخاباتي مي‌بايست برنامه بلندمدت و دقيقي در دستور کار قرار گيرد تا ناچار به اقدامات ضربتي در بازه‌هاي زماني نزديک به انتخابات نباشيم که البته اين مهم نيازمند تشريک مساعي و هم‌افزايي تأثيرگذار در بين تمامي طيف‌ها و گروه‌هاي منتسب به جريان اصولگرايي است.

اصولگرايان بايد حرف يکديگر را بشنوند و خود را به «پيش‌کسوت- تازه وارد» تقسيم‌بندي نکنند. از دگر سو، براي حيات شاداب و با نشاط مي‌بايست پنجره‌هاي ورود نخبگان سياسي قائل به مشي اصولگرايي براي کنشگري مثبت و تأثيرگذار گشوده شود تا شاهد بهبود گردش نخبگان در کالبد جريان اصولگرايي باشيم. تحقق اين مهم، زمينه‌ساز بهبود عملکرد اندام‌واره‌هاي اصولگرايي در تمامي بخش‌ها خواهد شد و بستر را براي جلب اعتماد افکار عمومي مهيا خواهد کرد.

آنچه مسلم است اينکه تداوم اصولگرايي به سبک و سياق گذشته چاره کار نيست، تغيير به سود مردم به رکن اصلي در تداوم حيات اصولگرايي مبدل شده و در اين ميان، توجه ويژه به نقدها، آراء و انديشه‌هايي که از سوي دلسوزان و نخبگان ارائه مي‌شود مي‌بايست در دستور کار قرار گيرد.

 همان‌گونه که در قانون مسئله اقتضائات زمان مورد اشاره قرار گرفته، بايد جريان اصولگرايي هم با حفظ هويت و اصول خويش، هواي تازه را به اردوگاه خويش بازگرداند که اين امر ناظر به اصول هويتي و شاخصه‌هاي مبتني بر مشي اصيل انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل و مقام معظّم رهبري تحقق پيدا خواهد کرد.

واقعيت در تغيير نهفته است و بايد اين مسئله را نيز در نظر داشت که يک جريان سياسي زماني مي‌تواند انسجام و وحدت رويه خويش را حفظ کند که به اصل تغيير و تحوّل وفادار باشد و بداند همه جريان‌ها نيازمند تغيير و نو شدن هستند.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن