آخرین اخبار
کد مطلب: 168922
تهاجم ديروز، هزينه زياد، نتيجه اندک
تاریخ انتشار : 1397/01/26 13:34:40
نمایش : 177
حملات نظامي روز شنبه آمريکا، انگليس و فرانسه به حدود 10 نقطه در دو استان دمشق و حمص بيش از آنکه «اقدام مؤثر» خوانده شود.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا حملات نظامي روز شنبه آمريکا، انگليس و فرانسه به حدود 10 نقطه در دو استان دمشق و حمص بيش از آنکه «اقدام مؤثر» خوانده شود، اقدامي «نمادين» نام گرفت اين در حالي است که آنچه در روز گذشته صورت گرفت دقيقاً همان چيزي بود که از مدت‌ها قبل قرار بود صورت گيرد بنابراين مي‌توانيم بگوئيم اين اقدام نه با هدف سرنگوني دولت سوريه و نه با هدف تضعيف مؤثر نظامي آن صورت گرفته است. اما اقدام نمادين به چه معناست؟
اقدام نمادين را مي‌توان دو گونه تعبير کرد. يک بار اقدام نمادين به معناي «پيش درآمد» يک اتفاق مهم است و در واقع کشور يا کشورهايي که به اقدام نمادين دست مي‌زنند، درصدد آماده‌سازي فضا براي اقدامات مهمتر آتي هستند. يک هدف ديگر اقدام نمادين اين است که طرف مقابل، درخواست‌هايي که مطرح مي‌شود را جدي بگيرد و از مقابل حريف کنار برود. در اينجا عمليات نمادين بخشي از تلاش يک طرف براي پذيرش مسالمت‌آميز خواسته‌ طرف مقابل است. گاهي هم هر دو وجه معناي اقدام نمادين مد نظر قرار مي‌گيرد.


ساعتي پس از پايان حمله روز شنبه، جان بولتون مشاور امنيت ملي آمريکا که بدون ترديد در تصميم ديروز اين سه کشور اثرگذار بوده است در توئيت کوتاه خود نوشت: «سوريه يک سايه است؛ هدف اصلي ايران است» کما اينکه همزمان با اين توئيت، خبرنگار امنيتي «يديعوت آحارنوت» در مطلب کوتاهي نوشت: «مقام‌هاي اسرائيلي حملات به سوريه را بي‌رمق و نمادين و فاقد جنبه بازدارندگي مي‌دانند، با اين وصف مي‌توان حمله روز گذشته به سوريه را بخشي از يک طرح سياسي به حساب آورد که مبناي آن فاصله گرفتن ايران از سوريه است کما اينکه حمله پنج روز پيش رژيم اسرائيل عليه يک فرودگاه نظامي در حمص- تي‌فور- که در آن تعدادي از نيروهاي سپاه پاسداران حضور داشتند براساس واداشتن ايران به خروج از سوريه صورت گرفت و تهديد دوباره اسرائيل به تکرار اقدام روز دوشنبه عليه تي‌فور، ساعتي پس از پايان عمليات روز گذشته سه قدرت نظامي غربي بر اين اساس صورت گرفت و البته واضح است که خروج ايران مقدمه سيطره دوباره تروريست‌هاي وابسته به آمريکا، عربستان و ترکيه بر سوريه و خارج کردن پرونده‌هاي لبنان و فلسطين از دست ايران است و بايد به اين موضوع اضافه کرد که خروج ايران از سوريه، اخراج قطعي روسيه در سوريه را نيز در پي مي‌آورد و اين به معناي آغازي بر شکل‌دهي دوباره منطقه تحت حاکميت آمريکاست و طبعاً در اين صورت خود ايران نيز از شمول چنين منطقه‌اي خارج نخواهد بود.


اقدام ديروز آمريکا، انگليس و فرانسه در حمله به نقاطي در دو شهر سوريه با شکست مواجه شد اما نه فقط از اين جهت که اين حملات نتوانست آسيب جدي به قدرت دفاعي سوريه وارد کند بلکه از اين رو که ايران در مقابل اين تهاجم ايستاد و رهبر معظم انقلاب اسلامي ديروز تصريح کرد که تا آخر در کنار مردم سوريه و در مقابل توطئه‌ها ايستاده‌ايم.


اگر سوابق اخبار مرتبط با مواجهه آمريکا و عوامل آن با موضوع «حضور ايران در منطقه» را مرور کنيم، در مي‌يابيم که لااقل 10 سال است که خروج ايران از منطقه به دغدغه استراتژيک نظام سلطه تبديل شده است. اينکه ايران نبايد کاري به منطقه داشته و به درون سرزمين خود سرگرم باشد به استراتژي شناخته شده دشمنان مسلمين تبديل شده است. در اين بين گاهي با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي محدود داخل ايران اين استراتژي دنبال شده و در قالب شعارهايي نظير «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» و يا «سوريه را رها کن فکري به حال ما کن» و فتنه‌هايي نظير فتنه 88 و گاهي در قالب برخي اظهارنظرهاي رسمي داخلي که نتيجه اقتدار منطقه‌اي ايران را «زمين سوخته» معرفي مي‌نمايد، تجلي پيدا کرده است و مي‌بينيم که جريانات انحرافي ايران  از ملي- مذهبي‌ها تا حلقه احمدي‌نژادي و تا بعضي چهره‌هاي کنوني دولت در اين راستا فعاليت کرده‌اند. آنچه روز گذشته در سوريه روي داد را حتماً بايد در جهت استراتژي ده ساله‌اي ديد که جلوه‌هاي داخلي آن را مورد اشاره قرار داديم. آمريکايي‌ها از زماني که ناگزير شدند بعد از تلفات زياد خاک عراق را ترک کنند با پديده بزرگي بنام نفوذ منطقه‌اي ايران مواجه گرديدند. اين زمان، 2007 ميلادي است که بوش با نوري‌المالکي نخست‌وزير وقت عراق توافقنامه امنيتي را امضا کرد و متعهد شد که در فاصله 2009 تا 2011 به حضور بيش از 300 هزار نيروي نظامي خويش خاتمه دهند. درست از فرداي اين روز، محافل آمريکايي جرج بوش را ملامت کردند که عراق را در يک سيني طلايي تقديم ايران کرده است. اين البته واقعيت نداشت و ندارد و ايران هيچ سيطره‌اي بر عراق ندارد. آنچه واقعيت دارد ريشه‌هاي عميق و ديرين فرهنگي بين دو ملت ايران و عراق و وجود منافع استراتژيک مشترک بين دو ملت است. اما به هر روي اين واقعيت دارد که نظام سياسي جديد عراق با يک درک استراتژيک از لزوم روابطي راهبردي با ايران به دوره خصومت بين بغداد با تهران نقطه پايان گذاشت.


الان آمريکا و عوامل آن و حتي کشورهايي نظير ترکيه روي اخراج ايران از منطقه و يا تضعيف موقعيت ايران تمرکز کرده‌اند و لذا به موازات پيروزي‌هايي که جبهه مقاومت در منطقه به دست مي‌آورد، فشار آمريکا  و عوامل آن به ايران و دوستان آن در منطقه فزوني مي‌يابد. اقدامات تعجيلي که طي سه چهار هفته اخير از سوي آمريکايي‌ها با تصويب قوانيني سخت‌گيرانه عليه سپاه پاسداران، از سوي اسرائيل با حمله به پايگاه هوايي تي‌فور، از سوي عربستان با متهم کردن ايران به تحويل موشک‌هاي بالستيک به رزمندگان مسلمان يمني، از سوي فرانسه و انگليس با متهم کردن ايران به تهديد امنيت منطقه صورت مي‌گيرد، همه، حضور ايران در منطقه را نشانه رفته‌اند.


در واقع اعمال فشار بر ايران يک اقدام محدود عليه يکي از کشورهاي موثر منطقه به حساب نمي‌آيد بلکه بايد آن را اقدامي در راستاي تغيير استراتژيک نقشه منطقه به حساب آورد به عبارت ديگر تلاش براي کوتاه کردن دست ياري ايران در منطقه، مقدمه تلاش براي کوتاه کردن دست روسيه از پرونده‌هاي امنيتي نظير مبارزه با داعش، کوتاه کردن دست حزب‌الله از مقابله با تروريزم تکفيري و تجاوزات صهيونيستي، از بين بردن دولت دمکراتيک عراق که تحت اداره اسلام‌گرايان و همسو با مرجعيت شيعه مي‌باشد، از ميان برداشتن مقاومت مردم يمن در برابر رژيم متجاوز سعودي و پايان دادن به هر نوع مقاومت در برابر سياست‌ها و اقدامات ضدانساني غرب است.


اقدام ديروز آمريکا، انگليس و فرانسه که سابقه استعماري و تجاوزات نظامي آنان در منطقه ما طي حدود 200 سال اخير را تداعي مي‌کند، با زير پا گذاشتن همه هنجارهاي انساني و حتي قوانيني که خود آنان به تصويب رسانده و موارد عديده براي توجيه اقدامات به آنها استناد مي‌کنند، صورت گرفت. در اقدام روز گذشته، شوراي امنيت عملا برکنار شد، درخواست‌هاي مبتني بر تشکيل کميته تحقيق در مورد ادعاي 7 آوريل اقدام شيميايي عليه ساکنان شهرک «دوما»، کنار زده شدند و در اين راه حتي قوانين داخلي کشورهاي متجاوز ناديده گرفته شد. چرا؟ آيا اينها هزينه‌هاي سنگيني براي غرب به حساب نمي‌آيند؛ آيا غير از اين است که در اقدام ديروز، قدرت‌هاي بزرگي  غايب بودند و اين به آن معناست که آنان مي‌توانند در مواقع مشابه اين رفتار را مستند و توجيه‌گر اقدامات مشابه خود گردانند؟ غرب ديروز هزينه‌هاي سنگيني را پرداخت کرد و دستاوردهاي کمي را به دست آورد اما چرا؟


بايد به غرب حق داد که اين هزينه را پرداخت کند. نگارنده برخلاف عده‌اي که ترامپ را صرفا بي‌تجربه يا کم‌خرد و يا تاجر معرفي مي‌نمايند معتقد است در اين موضوع خاص مشاعر او درست‌ کار مي‌کند! بله آنان براي تغيير نقشه منطقه تلاش مي‌نمايند و آنچه ديروز انجام دادند فقط يک قطعه کوچک از اقداماتي است که طي حدود 10 سال گذشته انجام داده و طي ده سال آينده نيز انجام خواهند داد. اما اين ماجرا يک آغاز دارد که در اين روزها کمتر به آن اشاره مي‌شود. نقطه آغاز اين است که انقلاب اسلامي در طول 40 سال گذشته و به خصوص در دهه اخير براي اصلاح نقشه منطقه و مدليزه کردن منافع ملت‌ها اقدامات بزرگي را انجام داده است. الان که به منطقه نگاه مي‌کنيم مي‌بينيم که اين منطقه ديگر آن منطقه دهه 1350 نيست بخش عظيمي از آن در اين دوره اگرچه با جنگ‌هاي تحميلي مواجه گرديده‌اند اما در عين حال از سيطره غرب رهايي يافته‌اند؛ از درياي عمان تا درياي مديترانه اينک به قطعه‌اي تعيين‌کننده تبديل شده و آن دسته از کشورهايي که هنوز تحت سيطره کامل غرب هستند نظير رژيم صهيونيستي و رژيم سعودي را به شدت تحت فشار امنيتي قرار داده است. ترديدي نيست که رژيم‌هاي مورد اشاره عامل جنگ، ويراني و اختناق منطقه‌اي هستند رژيم صهيونيستي در اين 70 سال 11 بار با ملت‌هاي مختلف منطقه جنگيده است و رژيم سعودي‌ عامل مستقيم يا غيرمستقيم چندين جنگ در منطقه بوده است. در عين حال اين نکته را نبايد فراموش کرد که اين دو رژيم از نفس افتاده‌اند و شرايط به شدت سختي را پشت سر مي‌گذارند. هر دو رژيم عليرغم در اختيار داشتن ثروت و سلاح زياد از سوي گروه‌هاي کوچک‌تري که نه سلاح آنها و نه ثروت آنها را دارند تهديد مي‌شوند و اين همان «عذاب الهون» يعني عذاب خوارکننده‌اي است که با آن مواجه بوده و راه گريزي از آن ندارند.


رژيم عربستان و رژيم صهيونيستي در اين ميان براي رهايي از وضعيت خوارکننده خود به دولت‌هايي چشم‌ دوخته‌اند که ديروز ساعتي پس از پايان حمله سه کشور آمريکا، انگليس و فرانسه به سوريه يک عرب  خطاب به بن‌سلمان نوشته: «اگر بن سلمان کمي از پول‌هايي که به ترامپ، ترزا مي و مکرون داد به دزدان دريايي سومالي مي‌داد به نتايج بهتري مي‌رسيد.»
 

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن