آخرین اخبار
کد مطلب: 168872
تبديل عربده‌ ترامپ به التماس با خروج ما از برجام
تاریخ انتشار : 1397/01/14 12:19:03
نمایش : 196
به آساني مي‌توان نتيجه گرفت که خروج از برجام براي آمريکا يک فاجعه و براي ما يک فرصت طلايي خواهد بود و يکي از موانع اصلي پيش‌روي تحقق شعار سال و پيوست‌هاي آن را از ميان برمي‌دارد.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ حسين شريعتمداري ، مدير مسئول روزنامه کيهان در سرمقاله امروز اين روزنامه با عنوان  تبديل عربده‌ ترامپ به التماس با خروج ما از برجام نوشت:

١- حمايت از کالاي ايراني، اگر همراه با پيوست‌هاي آن که رهبر معظم انقلاب به برخي از آنها ‌اشاره داشتند‌، صورت پذيرد به يقين مي‌تواند بسياري از مشکلات اقتصادي پيش‌روي را از ميان بردارد‌، پيوست‌هايي نظير بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي دست نخورده داخلي‌، مقابله جدي با واردات بي‌رويه کالا‌، مبارزه با قاچاق کالا از مرزها تا مراکز فروش- و نه فقط در مرزها- تغيير ساختار سازمان استاندارد از يک« ناظر خنثي و بي‌طرف» به يک سازمان سخت‌گير در پيشگيري از توليد کالاي بنجل و بي‌کيفيت‌، خروج دستگاه قضايي از کم‌تحرکي در برخورد با مفاسد اقتصادي و آغاز مبارزه سخت با رشوه‌خواري‌هاي کلان‌، برداشتن موانع پر پيچ و خم اداري از پيش‌پاي کار‌آفرينان و توليد‌کنندگان‌، کاهش سود سپرده بانکي و هدايت نقدينگي بيش از يک تريليون و چهارصد هزار ميليارد توماني به سمت توليد، بايد گفت که بسياري از بانک‌ها با اين نقدينگي کلان به کار فاجعه‌آفرين بنگاهداري مشغولند و همه روزه بر تعداد بانک‌ها و شعبه‌هاي جديد آنها نيز اضافه مي‌شود! گفتني است که بر اساس آمار بانک جهاني‌، سرانه شعب بانکي در ايران از کشورهايي نظير آلمان‌، انگليس‌، نروژ، اتريش و... هم بيشتر است! 

بديهي است که اگر اين پيوست‌ها و ده‌ها پيوست ضروري ديگر عملياتي نشود‌، شعار گره‌گشاي حمايت از کالاي ايراني که قرار است نتيجه و برآيند اين پيوست‌ها باشد‌، بر زمين مي‌ماند‌، اما در اين ميان عامل ديگري نيز در ميدان حضور دارد که مي‌تواند و تا‌کنون نيز توانسته است در مقابل گشايش اقتصادي نقش بازدارنده و تخريب‌کننده داشته باشد. بخوانيد! 
٢- شايد در نگاه اول‌، اين برداشت تعجب‌آور تلقي شود که «برجام» يکي از اصلي‌ترين موانع گشايش اقتصادي است ولي شواهد فراواني را مي‌توان آدرس داد که نشان مي‌دهند موضوع برجام بر خلاف ظاهر آن‌، هسته‌اي نيست بلکه اين معاهده با هدف فلج اقتصادي جمهوري اسلامي ايران تهيه و به مردم و نظام تحميل شده است و مادام که برجام به عنوان يک اهرم- بخوانيد جنگ‌افزار اقتصادي- در اختيار حريف است‌، گشايش اقتصادي با دشواري‌هاي فراوان روبرو خواهد بود. از اين روي براي عبور از مشکلات اقتصادي و تحقق شعاري که رهبر معظم انقلاب با هوشمندي بر تابلوي سال ١٣٩٧ نوشته‌اند‌، بايد اين جنگ‌افزار خطر‌ساز را از دست دشمن خارج کرد. و اکنون که آمريکا بر عهد خود باقي نمانده و بارها اين معاهده را نقض کرده است‌، مناسب‌ترين زمان و بهترين فرصت براي خروج از برجام و پايان دادن به فاجعه خسارت‌آفريني است که از اين رهگذر به ايران اسلامي و مردم اين مرز و بوم تحميل شده است. 
برجام براي آمريکا يک سند طلايي است که آمريکايي‌ها حتي احتمال تن دادن ايران به اين سند فاجعه‌بار را در خواب هم نمي‌ديدند‌، اين سند برخلاف ادعاهاي اغراق‌آميز برخي از دولتمردان‌، براي کشورمان غير از خسارت و فاجعه، تقريبا هيچ دستاوردي نداشته است‌، بنابراين محال است که آمريکايي‌ها از برجام خارج شوند و امتيازات فراواني را که مفت و مجاني به دست آورده‌اند‌، از دست بدهند.
کاش رئيس‌جمهور محترم و برخي ديگر از دست‌اندرکاران توافق هسته‌اي به‌جاي آنهمه تعريف و تمجيد اغراق‌آميز از برجام، در چند کلمه توضيح مي‌دادند در مقابل امتيازات نقدي که سخاوتمندانه! به حريف داده‌اند، غير از يک مشت وعده نسيه چه گرفته‌اند؟! و برجام غير از خسارت محض، کدام دستاورد قابل ‌اشاره‌اي را براي کشور به ارمغان آورده است؟! اگر دستاوردي سراغ دارند! بسم‌الله، بفرمايند معرفي کنند! و چنانچه حاصل هزينه کردن امکانات و ظرفيت‌هاي 4 ساله کشور‌، «‌تقريبا- و يا تحقيقا هيچ» بوده است که چنين است، چه اصراري دارند که کماکان روي همان ريل حرکت کنند؟! شايد کسي انتظار عذرخواهي آنان از ملت را نداشته باشد ولي تغيير مسير و بازگشت از راه خطا و خسارت‌باري که تا‌کنون پيموده‌اند نه تنها انتظار منطقي مردم، بلکه حق قانوني آنهاست.


3- تهديد پي در پي ترامپ به خروج از برجام لاف گزافي است که براي کسب امتيازات بيشتر مطرح مي‌کند وگرنه اين ديوانه‌نما به خوبي مي‌داند در مقابل امتيازات نقد فراواني که گرفته‌اند، نه فقط هيچ امتيازي نداده‌اند بلکه به جاي لغو تحريم‌ها که هدف اصلي مذاکرات هسته‌اي بود و انجام نداده‌اند، ده‌ها تحريم جديد نيز به تحريم‌هاي قبلي افزوده‌اند! و مزيد بر آن، هر از چند گاه نيز ماجراي تازه‌اي پيش مي‌کشند و امتياز جديدي مطالبه مي‌کنند.
در اين خصوص گفتني است مکانيزم ماشه (SNAPBACK) که آمريکايي‌ها با تردستي در برجام گنجانده‌اند و به عنوان پاشنه آشيل عليه ايران اسلامي کارسازي کرده‌اند تنها به مواد 36 و 37 برجام که موضوع آن «حل و فصل اختلافات» است منحصر نمي‌شود، بلکه دوستان تيم هسته‌اي کشورمان قانوني را پذيرفته‌اند -INARA- که به موجب آن بايد «تعليق تحريم‌ها» هر چهار ماه از سوي رئيس‌جمهور آمريکا تمديد شود و در غير اين‌صورت تحريم‌هاي تعليق شده قابل بازگشت خواهد بود! ممکن است دوستان ما بگويند که قانون«اينارا» مصوبه کنگره آمريکاست و به برجام ربطي ندارد! که بايد گفت موضوع اين قانون، تحريم‌هاي ايران است و تيم هسته‌اي کشورمان مي‌توانست و بايستي لغو اين قانون را به عنوان يکي از شروط توافق هسته‌اي مطالبه مي‌کرد که متاسفانه نکرده است!
آمريکا علاوه بر امتيازات طلايي که از برجام به دست آورده است، از قانون جنگلي اينارا نيز براي فشار اقتصادي بر ايران بهره فراواني گرفته و مي‌گيرد. چگونه؟! بخوانيد!
4- ترامپ، تقريبا از يک يا دو ماه قبل از سر‌رسيد چهار ماهه تهديد مي‌کند اگر ايران شرايطي را که او خواستار آن است نپذيرد از تمديد تعليق‌ها خودداري خواهد کرد! درپي آن؛
الف- بازار ارز به هم مي‌ريزد و قيمت دلار با اين احتمال که ترامپ تعليق تحريم‌ها را تمديد نکند به صورت جهشي بالا مي‌رود و بعد از تمديد تعليق‌ها- که همواره با توجه به نفع فراوان برجام براي آمريکا تمديد شده و مي‌شود- قيمت دلار به همان‌اندازه که افزايش يافته بود کاهش نمي‌يابد و از آنجا که متاسفانه قيمت دلار به يک شاخص اصلي قيمت کالا و خدمات تبديل شده است، هر از چهار ماه شاهد يک موج گراني و نارضايتي مردمي هستيم.
ب- از آنجا که ادامه تعليق تحريم‌ها به تصميم هر از چهار ماه ترامپ بستگي دارد، بديهي است هيچ سرمايه‌گذار خارجي حاضر نخواهد بود که ريسک ناشي از احتمال تمديد نشدن تعليق‌ها را بپذيرد.
 ج- مقامات اروپايي در نقش «پليس خوب»! به صحنه مي‌آيند و به مسئولان کشورمان توصيه مي‌کنند براي حفظ برجام به شرايط مورد نظر آمريکا تن بدهند، از جمله آنکه فعاليت موشکي خود را متوقف کنند! ( يعني به لقمه راحتي براي بلعيده‌ شدن از سوي مثلث غربي و عبري و عربي تبديل شويم)! و يا از حمايت جبهه مقاومت دست بکشيم (يعني به تروريست‌هاي تکفيري اجازه حضور در ايران و قتل‌عام مردممان را بدهيم)! و مضحک آنکه اتحاديه اروپا اعلام مي‌کند براي راضي کردن ترامپ به حفظ برجام، دست به تحريم ايران مي‌زند تا شرايط ترامپ را بپذيرد!
د- ليبرال‌هاي داخلي که شماري از آنها ننگ وطن‌فروشي در فتنه آمريکايي-اسرائيلي 88 را بر پيشاني دارند در برخي از روزنامه‌هاي زنجيره‌اي تقصير خروج احتمالي آمريکا از برجام را به حساب صنايع موشکي ايران و حمايت کشورمان از جبهه مقاومت مي‌نويسند! و به روي نا‌مبارک خود هم نمي‌آورند که اگر موشک‌هاي ايران و حمايت از مقاومت نبود بايد پوتين داعش را واکس مي‌زدند!
5- و کوتاه سخن آنکه؛ وقتي برجام براي ما يک فاجعه و براي آمريکا يک سند طلايي است‌، کدام عقل سليمي باور مي‌کند که ترامپ قصد خروج از برجام را داشته باشد؟! از اين روي و با توجه به شواهد مستند و غير قابل ترديدي که به آن ‌اشاره شد و امروزه مورد اعتراف بسياري از دولتمردان نيز هست‌، به آساني مي‌توان نتيجه گرفت که خروج از برجام براي آمريکا يک فاجعه و براي ما يک فرصت طلايي خواهد بود و يکي از موانع اصلي پيش‌روي تحقق شعار سال و پيوست‌هاي آن را از ميان برمي دارد. خروج ما از برجام عربده‌هاي ترامپ را به التماس تبديل مي‌کند.
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن