آخرین اخبار
کد مطلب: 168821
علت تناقض رفتاري مقابل اروپا چيست؟
تاریخ انتشار : 1396/12/20 13:32:54
نمایش : 301
نبود تحرک و پويايي لازم در۶۰ روزي که از تعيين ضرب‌الاجل ترامپ گذشته مي‌تواند نهايتاً به پذيرش شروط چهارگانه رئيس‌جمهور امريکا توسط ايران منتهي شود.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ «محمد اسماعيلي» در يادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

فقدان يک ثبات سياسي پايدار، گمشده دستگاه سياست خارجه در مواجهه با امريکا و به‌خصوص اروپا در دوران پسابرجام مي‌باشد، به طوري که شش ماه بعد از روي کارآمدن ترامپ از اعتراف به نقض برجام توسط امريکا ابا داشت و از سوي ديگر طي۳۳ماه گذشته عملکرد اروپا را رضايت‌بخش و ناگهان در هفته گذشته مدعي نقض برجام از سوي اروپايي‌ها مي‌شود.


در مقابل رفتار امريکا، اروپايي‌ها در مواجهه با پرونده هسته‌اي از عناصري«منسجم، حساب شده و يکسان» سود مي‌برند مبني برعدم اجراي تعهدات، موضع واحد و يکسان در معرفي ايران به عنوان ناقض برجام و تلاش همگون براي افزودن ضميمه به متن اصلي برجام که همگي نشان‌دهنده اشتراک منافع قبل و بعد از برجام است.


در يک نمونه رفتار دستگاه ديپلماسي در مواجهه با اروپايي‌ها فاقد انسجام و همگوني بوده تا جايي که بعد از ۳۳ماه اظهار رضايت درباره رويکرد اروپا در قبال برجام، محمدجواد ظريف به‌ يکباره و براي نخستين بار مي‌گويد:

«در حال حاضر دو گروه برجام را نقض کرده‌اند؛ امريکايي‌ها و اروپايي‌ها. امريکايي‌ها به دليل سياست‌هاي واشنگتن و اروپايي‌ها به دليل سياست‌هاي امريکا».


اظهارات وزير خارجه در حالي است که نقش مخرب ضدايراني اروپا تنها به چند هفته اخير محدود نيست و پيشينه‌اي طولاني دارد؛ حداقل از سال ۹۲ تاکنون سه کشور اروپايي‌ بارها تنظيم توافق هسته‌اي را به دليل امتيازگيري بيشتر از طرف ايراني به تعويق مي‌اندازند، از روز امضاي برجام تاکنون تعهدات دهگانه خود را عملياتي نکرده، ايران را به دليل آزمايش‌هاي موشکي ناقض برجام- قطعنامه ۲۲۳۱معرفي کرده‌اند و اخيراً خواهان تحقق شروط چهارگانه ترامپ در برجام مي‌شوند.


اظهارت ظريف در حالي است که مقامات ارشد دولت بارها از رويکرد اروپا اظهار رضايت مطلق کرده‌اند. رئيس‌جمهور کشورمان تابستان امسال در ديدار با موگريني در تهران مي‌گويد: «اتحاديه اروپا در اجراي توافق برجام نقش مؤثري ايفا کرد و تاکنون نيز براي حفظ برجام به‌رغم کارشکني‌هايي که امريکايي‌ها دارند، مواضع قابل قبولي داشته است.»


ناقض معرفي کردن اروپا در برجام توسط ظريف ناظر به تعهدات دهگانه اروپايي‌ها در پيوست دو توافق هسته‌اي است که در صورت اجرايي شدن بخش مهمي از تحريم‌هاي ضدايراني خنثي خواهد شد، چراکه از «امور مالي، بانکي و بيمه»، «بخش‌هاي نفت، گاز و پتروشيمي»، «طلا، ساير فلزات گرانبها، اسکناس و سکه» و «بخش‌هاي کشتيراني، کشتي‌سازي و حمل و نقل» را شامل مي‌شود.


به راستي چرا وزير خارجه با تأخيري ۳۳ ماهه اروپا را ناقض برجام معرفي مي‌کند؟ در حالي که «اروپايي‌ها مستمراً در ۳۳ ماه گذشته خود برجام را نقض»، «در مقابل نقض برجام توسط امريکا سکوت» و «بارها ايران را متهم به نقض روح برجام و قطعنامه۲۲۳۱ کرده‌اند». اگر دستگاه ديپلماسي از نقض برجام توسط اروپا گلايه دارد چرا تاکنون در قالب کميسيون مشترک آن را دنبال نکرده يا در قالب ايجاد رويه‌هاي حقوقي بدان نپرداخته است؟ چرا سياست «ابراز رضايت مطلق از اروپا» به‌ يکباره جاي خود را به «ناقض معرفي کردن اروپا در برجام» داده است و آيا اين چرخش ناگهاني يک شوي تبليغاتي با مقاصد فراهسته‌اي به دنبال دارد؟


نبايد صرف «تشکيل کميته اصلاح برجام» توسط اروپا و همراهي با امريکا براي ضميمه‌دار کردن برجام را علت رفتار امروز ظريف دانست، چراکه هيچ‌گاه طرف ايراني در مقابل رفتار يکدست اروپايي‌ها که با محوريت «حمايت از نقض برجام توسط امريکا و معرفي کردن ايران به عنوان ناقض روح برجام» است، معترض نبوده است. مهم‌تر اينکه يک روز قبل از تعيين ضرب‌الاجل۱۲۰روزه توسط ترامپ محمدجواد ظريف در شهر وين با مقامات ارشد اروپايي ديدار داشته و تنها يک هفته پس از اين ديدار مقامات اروپايي در اظهاراتي تأمل‌برانگيز از تن دادن به کميسيون اصلاح برجام با حضور امريکا سخن به ميان مي‌آورند و از آن روز تاکنون وزير خارجه کشورمان به اظهارات شفاهي و نه حقوقي و مکتوب در اين باره بسنده کرده است.


اين انتظار معقول وجود دارد که وزير خارجه کشورمان در بيانيه‌اي رسمي، اقدام مشترک اروپا- امريکا در تشکيل کميسيون اصلاح برجام را خلاف متن و روح برجام عنوان کند و رسماً به رئيس سازمان انرژي اتمي، دبيرکل مجمع عمومي سازمان ملل و شوراي امنيت سازمان ملل نامه‌نگاري رسمي کند.


وزير امور خارجه حتي بايد در ۶۰ روز بعد از تعيين ضرب‌الاجل توسط ترامپ چنانچه نسبت به تشکيل کميسيون برجام توسط اروپا – امريکا معترض بود با وزراي چين و روسيه نيز نامه‌نگاري رسمي را آغاز مي‌کرد تا رويه‌اي حقوقي را براي مقابله با محور امريکايي- اروپايي صورت مي‌داد.


مخالفت‌هاي شفاهي با اروپا تنها مي‌تواند به کاهش انتقادات جامعه به نوع ديپلماسي دولت و بسترسازي سياسي – اجتماعي براي اهداف فراهسته‌اي باشد و جاي خالي پيگيري‌هاي حقوقي (و نه تريبوني)در اين ميان به شدت احساس مي‌شود. نبود تحرک و پويايي لازم در۶۰ روزي که از تعيين ضرب‌الاجل ترامپ گذشته مي‌تواند نهايتاً به پذيرش شروط چهارگانه رئيس‌جمهور امريکا توسط ايران منتهي شود، چراکه برداشت طرف غربي از عدم ثبات رفتاري دستگاه خارجه در مواجهه با نقض برجام حداقل توسط اروپا آن است که ايران به هر قيمت ممکن خواهان حفظ برجام است، ولو با اعمال نيمي از شروط چهارگانه ترامپ!


دولت در۶۰ روز نخست مي‌توانست تهديد به قطع واردات از کشورهاي اروپايي، ملغي کردن اجراي قراردادهاي مربوط به حوزه حمل و نقل هوايي و متوقف کردن برخي از تعهدات مندرج در برجام نظيرعدم سوخت‌رساني به سانتريفيوژها و عدم استفاده از سانتريفيوژهاي ir۸ نمايد، چنين اقداماتي صورت نگرفته تا توقع داشته باشيم طرف‌هاي اروپايي – امريکايي از موضع خود عدول کنند.


نيمي از ضرب‌الاجل ۱۲۰روزه ترامپ گذشته و قريب به ۶۰ روز ديگر (تا ۲۳ارديبهشت) و پايان ضرب‌الاجل باقي است و چنانچه رويه دستگاه ديپلماسي تغيير ماهوي نداشته و از عدم ثبات رنج ببرد، قطعاً رئيس‌جمهور امريکا در برجام باقي خواهد ماند و دليل اين ابقا با توجه به آنچه گفته شد مشهود است.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن