آخرین اخبار
کد مطلب: 168681
اقدامات مشکوک سازمان منافقين در کميته استقبال از امام
تاریخ انتشار : 1396/11/16 13:36:00
نمایش : 51
نهضت آزادي علي رغم اينکه اقدامات مشکوک سازمان مجاهدين خلق(منافقين) را مي ديد ولي باز سعي داشت پاي اعضاي سازمان را به برنامه هاي مختلف کميته استقبال از امام باز کند.

به گزارش بام ايران خبر ؛  شواهد بسياري از ارتباط نزديک نهضت ‌آزادي با سازمان منافقين، حتي سال‌ها بعد از تغيير ايدئولوژيک منافقين از اسلام به مارکسيست وجود دارد. اين همکاري که ريشه در تولد سازمان مجاهدين خلق از دل انديشه‌ها و مباني فکري نهضت‌آزادي داشت، در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي هم خودنمايي کرد؛ جايي که نهضت‌آزادي تلاش کرد سازمان منافقين را در بخش‌هاي مختلف مراسم بازگشت امام به کشور جاي دهد.

اين اقدام نهضت آزادي در حالي صورت مي گرفت که نيروهاي انقلابي بنا بر تاکيد امام خميني موظف بودند، بدون قضاوت و پش‌داوري، همه گروه‌هاي سياسي را مورد آزمون قرار داده و درصورت تائيد از آنها استفاده کنند. چنانکه همين اتفاق نيز رخ داد اما اقدامات مشکوک منافقين باعث شد از حضور آن ها در بخش‌هاي حساس ستاد استقبال جلوگيري شود.

تلاش هاي نهضت آزادي ها براي سازمان منافقين

با انتشار خبر بازگشت امام خميني به کشور، به جهت ضرورت ساماندهي امور مربوط به استقبال از امام، کميته‌اي با همين عنوان تشکيل شد و در نخستين جلسه کميته استقبال تاکيد شده بود که به منظور هماهنگي بيشتر گروه‌هاي سياسي با کميته، مي‌بايست از همه گروه‌ها و دسته‌هاي سياسي مبارز، نماينده‌اي در کميته حضور داشته باشد. اين موضوع در اولين اعلاميه کميته استقبال که در روز سوم بهمن‌ماه صادر شد هم مورد تاکيد قرار گرفت. بر اساس بند اول اين اعلاميه، کميته استقبال «با شرکت نمايندگان گروه‌هاي مختلف اجتماعي» تشکيل مي‌شد.

امام خميني نيز تاکيد کرده بودند که «همه قشرها و گروه‌هاي سياسي را شرکت بدهيد. صرفا يک گروه و قشر خاصي دخيل نباشد.» به گفته علي دانش‌منفرد «حضرت امام که در جريان کامل مبارزات و گروه‌هاي شرکت‌کننده در انقلاب بودند درخواست کرده بودند که همه اقشار و جريانات در کميته استقبال باشند. يعني کسي حذف نشود. تمام کساني که امام و نهضت اسلامي را تائيد مي‌کنند در کميته استقبال مشارکت کنند.»

لذا قرار بر اين شد که همه گروه‌ها در امور مربوط به استقبال از امام مشارکت کنند. اما اين موضوع مانع انجام تحقيقات و اعمال سختگيري‌هاي منطقي نمي‌شد؛ چراکه بحث حفظ جان امام و تامين امنيت مراسم از اهم مسائل کميته استقبال بود و اين وظيفه بر عهده «واحد انتظامات» کميته استقبال گذاشته شده بود.

بر اين اساس به منظور تصدي مسئوليت تامين امنيت مراسم استقبال، تمام گروه‌هايي که سابقه نظامي داشتند -بدون پيش‌داوري- مورد بررسي قرار گرفتند. دانش‌منفرد در اين رابطه مي‌گويد:«نکته مهم اين بود که از چه گروه و سازماني نيروهاي مسلح براي انتظامات انتخاب شود. از همين رو در کميته استقبال در مورد ماهيت گروه‌هاي مسلح بحث شد.»

به گفته دانش‌منفرد گروه‌هاي مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدين خلق (منافقين)، گروه توحيدي صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر که در اين ميان مجاهدين از بقيه مطرح‌تر بود. لذا مسئولين مربوطه تحقيق و تفحص را شروع کردند.

دانش‌منفرد در اين‌باره مي‌گويد: «قرار شد کميته، جوانب را بررسي کند که براي اين کار من و آقاي محسن رفيق دوست مامور شديم. با اينکه هر دو شناخت دقيقي از سازمان (منافقين) داشتيم و آقاي رفيق دوست در زندان از نزديک شاهد انحرافات و تغيير ايدئولوژي آن ها بود ولي با اين همه سوابق، پيشاپيش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نيروهاي انقلاب بود خود را موظف به رعايت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌هاي مسلح مورد نظر در اين باره مذاکره کنيم.»

با وجود اينکه مسئولان مربوطه در کميته استقبال مامور بررسي همه گروه‌هاي مسلح بودند، اعضاي نهضت‌آزادي‌ تلاش مي‌کردند مسئله امنيت مراسم استقبال، به مجاهدين خلق سپرده شود. محسن رفيق‌دوست که مسئوليت حفاظت از امام به او واگذار شده بود مي‌گويد: «يک روز هنگامي که داشتيم گروه حافظان جان امام را تشکيل مي‌داديم از پاريس تماس گرفتند که حفاظت از امام را به مجاهدين خلق واگذار کنيد.» بنا بر گفته رفيق دوست اين پيشنهاد از طرف ابراهيم يزدي صورت گرفته بود.

البته نهضتي‌ها فقط به حضور منافقين در کادر حفاظت از امام هم اکتفا نمي‌کردند، بلکه مي‌کوشيدند پاي اعضاي سازمان را در برنامه‌هاي مختلف ستاد استقبال هم باز کنند. مثلا قرار بود در بهشت‌زهرا فرزند يک شهيد خدمت امام خميني خيرمقدم بگويد. در اين شرايط نهضت‌ آزادي مي‌خواست اين شخص از بين وابستگان به سازمان مجاهدين خلق (منافقين) باشد. چنانچه از گفته‌هاي اسدالله بادامچيان برمي‌آيد، محمد توسلي پسر بديع‌زادگان، مادر رضايي‌ها و پدر حنيف‌نژاد را پيشنهاد کرد اما مورد موافقت کادر ستاد استقبال قرار نگرفت.

آن ها در اين مسير حتي از نقل قول دروغ از جانب امام هم ابايي نداشتند و مي‌کوشيدند به دروغ به اعضاي ستاد استقبال القا کنند که امام خميني طي تماسي از پاريس، با سخنراني مادر رضايي‌ها در مراسم استقبال موافقت کرده است که طي تماس آيت‌الله شهيد مطهري با پاريس، کذب ادعاي آنان مشخص شد.

اقدامات مشکوک سازمان منافقين در کميته استقبال

اگرچه صداقتي در فعاليت‌هاي نهضت‌آزادي و سازمان منافقين ديده نمي‌شد اما مسئولان کميته استقبال، مشغول بررسي وضعيت گروه‌هاي مختلف شدند و در همين رابطه از آن ها خواستند نماينده خود را براي انجام مراحل تحقيقات و هماهنگي به واحد انتظامات بفرستند. سازمان مجاهدين خلق نيز نماينده خود را به مدرسه رفاه فرستاد اما در همان برخورد اول، اقدامات منافقين به قدري مشکوک بود که حتي باعث اعتراض برخي از اعضاي نهضت آزادي که با حضور منافقين در واحد انتظامات موافق بودند هم شد.

هاشم صباغيان عضو ستاد مرکزي کميته استقبال و رابط نهضت آزادي در اين رابطه مي‌گويد: «آن ها (سازمان منافقين) آقاي موسي خياباني را فرستاده بودند. وقتي مي‌خواست بيايد تو، ديديم چهار نفر هم محافظ با خود آورده. من خيلي بدم آمد. در دل خودم گفتم: موسي خياباني را من و چند نفر ديگر مي‌شناسيم؛ از همين حالا چند تا محافظ با خودت بياوري يعني چه؟»

در مرحله بعد، مسئولين مربوطه، از سازمان مجاهدين خلق درخواست مي‌کنند که  براساس مصوبات کميته استقبال چند نفر از نيروهاي خود را به واحد انتظامات کميته معرفي کنند، اما منافقين با اين بهانه که نمي‌خواهند اعضاي سازمان شناسايي شوند با اين درخواست مخالفت مي‌کنند.

به گفته صباغيان: «ما رفتيم و مصوبه کميته را به آن ها اعلام کرديم. گفتيم که در مصوبه آمده که ۱۰ تا ۱۵ نفر از بچه‌هايتان را بدهيد ما آموزش بدهيم و لباس يکدست هم که علامت داشته باشد تنشان کنيم. [موسي خياباني] گفت نه، ما خودمان بچه‌هايمان را آموزش مي‌دهيم. گفتم: موسي! ما که نبايد با هم اينگونه حرف بزنيم. شما تازه از زندان آمده‌ايد. يک عده که زندان بوديد و حداکثر ۴ - ۵ تا تير در کرديد و رفتيد زندان. آنجا هم که خبري نبوده. اين بچه‌هاي جديدي که جذب کرديد را مي‌خواهي بفرستي به عنوان محافظ!؟ گفت: بچه‌هاي ما شناسايي مي‌شوند.»

علاوه بر اين، براساس شواهد موجود، سازمان منافقين در رابطه با امکانات نظامي خود هم صداقت نداشته و به دنبال تجهيز هر چه بيشتر خود از طريق تشکيلات کميته استقبال بود. آنچنان که علي دانش‌منفرد مي‌گويد: «نمايندگان سازمان مجاهدين در مذاکرات في مابين درخواست ۱۵ اسلحه کمري و ۱۵ موتور مجهز کردند، درحالي که سازمان از لحاظ امکانات نظامي مجهزتر از ديگر گروه‌هاي مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدين ساير گروه‌هاي چريکي ديگر صادقانه برخورد کرده و حتي تهيه برخي از تجهيزات را خودشان برعهده گرفتند و تنها کمبود وسايل را از کميته درخواست کردند.»

علي تحيري از اعضاي گروه «صف» هم در اين رابطه مي‌گويد: «سازمان مجاهدين در اين مورد پيشنهادي داده بود که اين سازمان و تشکيلاتش حفاظت امام را همراه با شرايط خاصي [برعهده بگيرد] آن ها سلاح مي‌خواستند و مي‌گفتند که اسلحه‌هاي ما را هنگام دستگيري تقي شهرام و لو رفتن ما، از دست‌مان گرفتند و سلاح نداريم.»

اين درحالي بود که اعضاي سازمان منافقين در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي با حمله به اسلحه‌خانه‌ها، کلانتري‌ها و پادگان‌ها خود را مجهز کرده و مقدار زيادي سلاح ذخيره کرده بودند. بر اساس شواهد موجود، سرقت سلاح و مهمات به وسيله گروهي به نام «عمليات» و به مسئوليت دو نفر از اعضاي ارشد سازمان به نام‌هاي فاضل مصلحتي و حميد جلال‌زاده صورت گرفته بود.

در همين رابطه، رضا کيوان‌نژاد يکي از اعضاي سازمان مجاهدين اعتراف مي‌کند: «با اوج‌گيري و حاد شدن کامل جريانات در روزهاي پيروزي انقلاب، خط سرقت سلاح و مهمات به وسيله افراد سازمان پياده شد. اين خط عمدتا به وسيله مرکزيت که آن موقع تشکيل شده بود از مسعود رجوي، موسي خياباني، علي زه‌کش، مهدي ابريشمچي و عباس داوري بود.»

بدين ترتيب عدم صداقت سازمان مجاهدين خلق(منافقين) مشخص شد و در نهايت اين اقدامات مشکوک باعث شد تا اعضاي کميته استقبال و واحد انتظامات، بعد از بررسي‌ها و تفحص‌هاي فراوان به اين نتيجه برسند که سازمان منافقين نمي‌تواند مسئوليت سنگيني چون تامين امنيت مراسم استقبال و حفاظت از امام خميني را برعهده بگيرد.

سرانجام به گفته محسن رفيق دوست: «شوراي انقلاب که آن روزها در مقر کميته استقبال از امام مستقر شده بود، کميته‌اي را به اين منظور تشکيل داد تا در اين زمينه تصميم‌گيري شود. در نهايت کميته مزبور قانع شد که حفاظت از امام را به مجاهدين خلق واگذار نکنند.» لذا اين مسئوليت بر عهده گروه‌هاي مسلح اسلامي گذاشته شد.

اما اقدامات مشکوک سازمان منافقين، بعد از ورود امام به کشور نيز همچنان ادامه داشت. به گفته جواد مقصودي که در دوران اسکان امام خميني در مدرسه رفاه، مسئوليت حراست آنجا را بر عهده داشت در خاطرات خود درباره تجهيز منافقين مي‌گويد: «قرار بود اسلحه‌ها را [از بين مردم] جمع کنيم. مدرسه رفاه در آن زمان زيرزمين خيلي تودرتو و تاريکي داشت. وقتي که فشنگ و اسلحه مي‌آوردند، انتهاي آن زيرزمين مي‌برديم. گفتم ببريد آنجا مخفي کنيد. بعد ديديم مردم دائما اسلحه مي‌آورند و به تدريج اسلحه‌ها را تحويل گرفتيم. در اين ميان شنيديم که منافقين سر راه مدرسه رفاه قرار گرفتند و اسلحه‌ها را با عناوين مختلف از مردم مي‌گيرند و مخفي مي‌کردند.» اين موضوع فقط در تهران رخ نمي‌داد بلکه در شهرهاي ديگر نيز تکاپوي منافقين ادامه داشت. چنانکه آيت‌الله نورمفيدي نيز روايت مي‌کند «اعضاي منافقين در گرگان به فکر جمع‌آوري اسلحه بودند». به اين ترتيب، سازمان منافقين با ذخيره سلاح و تجهيز نظامي خود قصد داشتند طي سال‌هاي بعد به مقابله با مردم ايران برخيزند.

فرزندان انقلاب در تيررس اسلحه فرزندان بازرگان

با پيروزي انقلاب اسلامي، تکاپوي منافقين براي نفوذ و ضربه زدن بيشتر شد؛ آن ها با تجهيز خود در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي يک برنامه‌ بلندمدت را کليد زدند و طي سال‌هاي بعد به طور کامل رودرروي مردم ايران قرار گرفتند. در اين بين، منافقين يک حامي اصلي در داخل کشور داشتند؛ نهضت‌آزادي به دبيرکلي مهندس مهدي بازرگان که اقدامات مشکوک سازمان منافقين  را در کميته استقبال از امام خميني ديده بودند ولي باز در تمام مواقع پشتيبان منافقين بود و از آن ها حمايت مي‌کرد و آنها را همانند «فرزند» خود پرورش مي دادند.

بنابر شواهد تاريخي به وضوح مي توان دريافت که منافقين از لا به لاي انديشه‌ها و مباني فکري نهضت‌آزادي متولد شدند. سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در نخستين بيانيه خود در ۲۰ بهمن ۱۳۵۰ اعلام کرد: «هسته اوليه سازمان که هم‌اکنون براي اولين بار نام آن را فاش مي‌کنيم در ۶ سال قبل و با شرکت برخي کادرهاي سابق نهضت آزادي ايران؛ به شکل مخفي بنياد يافت.»

طي سال‌هاي بعد، مهدي بازرگان هم منافقين را فرزندان نهضت‌آزادي خواند و بي‌پرده گفت: «مجاهدين خلق! شما فرزندان نهضت آزادي هستيد، در سال ۱۳۴۴ که در زندان بوديم، به دنيا آمديد و راه خود را در پيش گرفتيد. بدون آنکه از خانه فرار کرده يا اخراج شده باشيد. مباني فکري و تعليمات اوليه شما را کتاب‌ها و بحث و تحليل و تجربياتي که از نهضت گرفتيد، تشکيل مي‌داد.»

حمايت بازرگان که به عنوان چهره اي متدين شناخته مي‌شد، از سازمان منافقين، حتي بعد از گرايش آنها به مارکسيسم ادامه يافت. آنها نه تنها در جريان مراسم استقبال از امام خميني کوشيدند به روش‌هاي مختلف به منافقين ميدان بدهند، بلکه بعد از پيروزي انقلاب هم مشي حمايتي خود از منافقين را ادامه دادند.

حمايت بازرگان از مسعود رجوي، سرکرده سازمان منافقين در انتخابات مجلس اول شوراي اسلامي نمونه بارز اين ادعا است. بازرگان طي اطلاعيه‌اي که در ۱۶ اسفند ۱۳۵۹ صادر شد، عنوان کرده بود: «خواهران و برادران همشهري تهران و حومه، در اين موقع که ملت شرافتمند و قهرمان عزيز براي دور دوم انتخابات به پاي صندوق‌ها مي‌روند براي تامين وحدت و حقوق گروه‌هاي اقليت اميدواريم آقاي مسعود رجوي که معرف جناح پرشوري از جوانان با ايمان مي‌باشد نيز به مجلس راه يافته، موفق به همکاري صادقانه با گروه‌هايي با حسن‌نيت و در خدمت به خدا و خلق بشود.»

به فاصله سه ماه بعد از اين اعلام حمايت، سازمان منافقين طي اعلاميه‌اي رسما اعلام کرد در مقابل نظام جمهوري اسلامي و مردم ايران مبارزه مسلحانه خواهد کرد. از آن پس، سراسر دهه ۶۰ شاهد ترورهاي سازمان منافقين بوديم. ترور شخصيت هاي بسياري از فرزندان انقلاب مثل شهيد بهشتي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، آيت‌الله مدني، شهيد هاشمي‌نژاد، آيت‌الله دستغيب و... که توسط «فرزندان نهضت‌آزادي» بود.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن