آخرین اخبار
کد مطلب: 168631
با پول‌هاي مردم در کرمانشاه چه کرديد؟
تاریخ انتشار : 1396/11/05 11:38:20
نمایش : 300
تاسفانه سرويس‌هاي بهداشتي و خدماتي به اندازه کافي براي مردم وجود ندارد، ضمن اينکه بيماري سرماخوردگي شديدي در اين منطقه براي مردم به وجود آمده است.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ حسن رضايي طي يادداشتي در روزنامه وطن امروز نوشت: کرمانشاه هنوز هم کم و بيش مي‌لرزد و با لرزيدنش دل ما را مي‌لرزاند. سوز سرما در اين روزها اما مي‌تواند از زلزله هم سخت‌تر باشد. کساني که به کرمانشاه و کردستان سفر کرده‌اند، خوب مي‌دانند سوز سرماي زمستان در اين نواحي، چقدر استخوان‌سوز است. جديدترين خبرها از مناطق زلزله‌زده مي‌گويد وزش باد شديد، چادر و کانکس‌هاي زلزله‌زدگان را بعضا از جا کنده است و بارش برف و باران، شرايط را براي راحت زيستن، سخت‌تر و سخت‌تر مي‌کند.

اجازه دهيد مستندتر حرف بزنيم. «سيدقاسم جاسمي»، رئيس مجمع نمايندگان استان کرمانشاه، اواخر آذرماه گفته بود: «متاسفانه سرويس‌هاي بهداشتي و خدماتي به اندازه کافي براي مردم وجود ندارد، ضمن اينکه بيماري سرماخوردگي شديدي در اين منطقه براي مردم به وجود آمده است. افراد مي‌توانستند يا کانکس را دريافت کرده يا اينکه 5 ميليون تومان نقدي دريافت کنند اما پس از آن پول نقدي به 3 ميليون تومان کاهش پيدا کرده است».

«سيدمحمدهادي ايازي»، معاون اجتماعي وزير بهداشت اما سوم بهمن‌ماه جاري مي‌گويد: «مهم‌ترين مشکل زلزله‌زدگان، وضعيت اسکان آنان در چادر است اما يک مشکل ديگر، کافي نبودن شمار حمام و دستشويي‌هاست». «جبار کوچکي‌نژاد»، عضو کميسيون آموزش مجلس نيز خبر از تداوم آموزش موقت دانش‌آموزان در چادر داده است. خلاصه! با وجود تداوم کمک‌رساني دستگاه‌هاي دولتي به مردم، دردها همچنان بر تن کرمانشاه خودنمايي مي‌کند تا آنجا که يک نيروي درماني حاضر در منطقه مي‌گويد به خاطر نبود شربت استامينوفن، تب کودکي 3 ساله تا آستانه تشنج بالا رفته ولي به لطف خدا زنده مانده است، اگرچه «سارينا» دختر 2 ساله ديگري به‌خاطر سرما و عفونت فوت کرد. نمونه اين کمبودها البته يکي، دوتا نيست و اين حتما يکي از هزاران است.
اينها اما تمام دردهاي زلزله‌زدگان نيست.

درد اصلي شايد اين باشد که تا همين ديروز خيلي‌ها دنبال سلفي گرفتن به آنجا رفتند و حالا ديگر پيداي‌شان نيست. حالا که تب سلفي سرد شده اما باز هم مثل هميشه تنها دانشجويان عضو گروه‌هاي جهادي، بسيج سازندگي و دستگاه‌هاي دولتي در صحنه مانده‌اند. مساله ما و سلبريتي‌ها اما به همين جا ختم نمي‌شود؛ مساله مهم‌تر اين است که دوستان سلبريتي، گزارش دقيقي از نحوه هزينه‌کرد کمک‌هاي نقدي جمع‌آوري شده براي مردم زلزله‌زده در حساب‌هاي خود ارائه نمي‌دهند. کساني که ديروز مثل خروس بي‌محل پيداي‌شان شد و مردم را نسبت به دستگاه‌هاي رسمي چون هلال‌احمر بدبين کردند، حالا نه‌تنها ديده نمي‌شوند که تمايل چنداني به حساب پس دادن هم ندارند!


«فرهاد تجري» يکي از نمايندگان مردم مناطق زلزله‌زده در مجلس، در همين زمينه مي‌گويد: «به‌رغم کمک‌هاي زيادي که براي زلزله‌زدگان استان کرمانشاه توسط هنرمندان و ورزشکاران شاخص يا همان سلبريتي‌ها از مردم جمع‌آوري شد، اين کمک‌ها بخوبي بين حادثه‌ديدگان توزيع نشد و مي‌توان گفت ردپايي از اين کمک‌ها ديده نمي‌شود!» مساله درباره «صادق زيباکلام» اما خاص‌تر از اينهاست. في‌الواقع، عملکرد او در مقايسه با ديگر سلبريتي‌هاي حاضر در اين ميدان، قياس فشنگ و گلوله توپ است! بدان معنا که وي در خرابکاري روند امدادرساني در تمام مراحل: «بدبين کردن مردم نسبت به دستگاه‌هاي دولتي و مسؤول»، «حجم شوآف روي مبلغ واريزشده به حساب شخصي‌اش» و در نهايت «نحوه هزينه‌کرد پول‌هاي واريزي مردم»، چند سر و گردن از ديگران بالاتر قرار گرفته است.


او در ابتدا معتقد بود دستگاه‌هاي مسؤول در توزيع کمک‌ها بين شيعه و سني تبعيض قائل مي‌شوند و در پاسخگويي به نيازهاي مردم، بسيار ناتوانند. بازنشر همين توهمات در فضاي مجازي باعث شد بازار شايعات شاخدارتر هم داغ شود و جمعيت هلال‌احمر بالاجبار در حساب کاربري خود اينگونه توئيت کند: «کمک‌هاي بشردوستانه فارغ از دين، نژاد و مليت امري پسنديده است اما محموله‌اي از سوي هلال‌احمر به بوکمال سوريه ارسال نشده است!» زيباکلام پس از مراجعه به مناطق زلزله‌زده و ديدن واقعيات اما حرفش را پس گرفت و عذرخواهي مفصلي از هلال‌احمر کرد.

اينها اما باز هم باعث نشد وي به نادرستي اعلام شماره حساب خود براي واريز پول کمک‌هاي مردمي به مردم زلزله‌زده اقرار کند، يا حتي پول را در اختيار سازمان هلال‌احمر قرار دهد!


او هنوز نياز به شوآف داشت، لذا تا هم‌اکنون 3 ميليارد و 400 ميليون تومان پول مردم را در حسابش نگه داشته و مي‌گويد قصد دارد در اقدامي شيک و مجلسي، روستايي که خود آن را دهکده اميد ناميده، در آنجا بسازد. زيباکلام اما حالا هم دقيقاً نمي‌داند با خودش چند ـ چند است، لذا همچون کودکي که از روياهايش حرف بزند، ضمن اصرار بر اجراي اين طرح مي‌گويد: «برخي مسؤولان با توجه به مقدار پولي که جمع شده، پروژه را دست‌نيافتني مي‌دانند. يکي از استدلال‌هاي‌شان آن است که من وسط کار مي‌مانم و کار را نصفه‌ونيمه رها مي‌کنم و مصيبتش مي‌افتد گردن مسؤولان!» با اين حال او دوست دارد با پول مردم، يادگاري از خود به جا بگذارد هرچند برخي زلزله‌زدگان در سرماي استخوان‌سوز اين زمستان يخ بزنند!


 حالا هم جناب زيباکلام ظاهراً در شوآف با پول مردم به «ماري آنتوانت» ملکه فرانسه اقتدا کرده که گفت: «اگر نان ندارند، بروند کيک بخورند!» بي‌توجه به همه زجرهاي امروز زلزله‌زدگان و کمبود بودجه براي شکل دادن شوآف قشنگي چون «دهکده اميد»، قصد دارد نقش ماندگاري از خود به جا بگذارد، لذا بي‌توجه به آنکه مردم پول‌ها را براي نيازهاي فوري زلزله‌زدگان به حساب او واريز کرده‌اند، مي‌گويد: «اگر کانکس ندارند، در دهکده موهوم زيباکلام ساکن شوند!»

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن