آخرین اخبار
کد مطلب: 168581
حفظ خط تماس و تحميل اراده با ديپلماسي برجام
تاریخ انتشار : 1396/10/23 13:16:48
نمایش : 355

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ سيد عبدالله متوليان در روزنامه جوان نوشت:

دو سال از بدعهدي امريکايي‌ها و زيرپا گذاشتن و نقض چندين باره روح و جسم برجام مي‌گذرد اما اين روزها ضرباهنگ و بحث‌هاي چالشي شخصيت‌هاي سياسي و رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي اين بود که آيا ترامپ روز جمعه ۱۲ ژانويه ۲۰۱۸ از برجام خارج خواهد شد يا تعليق فکاهي‌گونه تحريم‌ها را مجدداً تمديد خواهد کرد؟!

در حالي که اکثر قريب به‌اتفاق نشريات معتبر خارجي (و به‌ويژه امريکايي نظير «جيمز جتراس»، «وال‌استريت ژورنال»، «بنياد و انديشکده کارنگي»، «نشريه پوليتيکو») با قوت تمام از عدم خروج (ظاهري) امريکا از برجام مي‌نوشتند ؛ اما ديپلمات‌ها و مسئولان سياسي ايران (مرتبط با موضوع برجام) ‌ تصريحاً يا تلويحاً از خروج امريکا از برجام سخن مي‌گفتند و ترامپ را به خويشتن‌داري و عدم خروج از برجام دعوت مي‌کردند. در اين ميان نظرات آقاي سيدعباس عراقچي بحث برانگيزتر از سايرين بود. وي در نشست امنيتي تهران روي سه نکته تأکيد کرد: اول اينکه «تلاش‌هاي ترامپ ممکن است (نشان مي‌دهد) در چند روز آينده به نقطه‌اي برسد که واشنگتن به‌طور کامل از برجام خارج شود». دوم اينکه «در صورت خروج امريکا از برجام و از بين رفتن برجام منطقه‌ ما (و ما) بيشترين ضرر را خواهد کرد!؟. و بالاخره آقاي عراقچي تأکيد مي‌کند که «برجام بايد به تجربه موفق و بين‌المللي تبديل شود. برجام در حقيقت تنها تجربه! حل و فصل مسالمت آميز يک بحران، درگيري و اختلاف در زمان معاصر است که توانسته بحراني پيچيده با سابقه ۱۰ ساله را از طريق مذاکره حل کند»!؟

صرف نظر از اينکه ديپلماسي مذاکره نه اولين تجربه نظام سلطه بلکه يک راهبرد بنيادين و فراگير است و نه تجربه موفقي است بلکه نظام سلطه مانند ساير مدل‌هاي مشابه نظير کمپ ديويد به‌دنبال اهداف بلندمدت و به تسليم کشاندن طرف مقابل است و نه مشکلات ما را حل کرده بلکه طي دو سال گذشته بر حجم مشکلات و تحريم‌ها افزوده هم شده‌است ‌ اين‌گونه موضع‌گيري‌ها به منزله تهديد ملتمسانه و عاجزانه براي عدم خروج امريکا از برجام است که به هيچ وجه زيبنده نظام مقتدر اسلامي ايران نيست. به‌ عکس نظر سياستمداران و ديپلمات‌هاي ايراني، تمامي پيشنهادات شخصيت‌ها، مؤسسات مطالعاتي و تحقيقاتي، جرايد و مطبوعات بيگانه و از جمله بنياد کارنگي بر حفظ خط تماس از طريق «ديپلماسي برجامي» به‌منظور تحقق ٤ راهبرد: «مهار»، «اعمال فشار»، «تعامل» و «براندازي» تأکيد داشته و دارند. راهبردهاي امريکا همگي بر اين سياست که با حفظ خط تماس همراه با قلدري، انتظارات خود را بر ايران تحميل کنيد تأکيد داشته و مدعي هستند که نه‌تنها بايد برجام به‌عنوان خط تماس حفظ شود بلکه نبايد پايان مسير ديپلماتيک با ايران باشد. اين توافق (به‌عنوان ديپلماسي برجامي) آغاز راه و سنگ زيربنايي براي راهبرد گسترده‌تر و بلندمدت براي مهار ايران و کاهش رفتارهاي تهديدآميز! ايران است. آخرين گزارش «بنياد کارنگي» به ساکنان کاخ سفيد توصيه مي‌کند که امريکا بايد ضمن حفظ ظاهري برجام و ادعاي اجراي آن و تلاش براي اثبات عدم پاي‌بندي ايران به روح و جسم برجام، قوياً از تمامي عناصر قدرت خود براي مقابله با اقتدار منطقه‌اي ايران استفاده کند. اين انديشکده (که تمامي نسخه‌ها و پيشنهاداتش در دولت ترامپ تا اين لحظه مو به‌مو اجرا شده‌است) ادامه تعليق تحريم‌ها و در عين حال افزودن به حجم و شدت کمي و کيفيت تحريم‌ها همراه با ژست حفظ لاشه برجام توسط کاخ سفيد را در تحقق سياست‌ها و رويکردهاي زير مؤثر و حياتي مي‌داند: 

۱ - حفظ خط تماس و تسلط و کنترل و راستي‌آزمايي مستمر در باره صنعت هسته‌اي ايران از طرق فراقانوني و پروتکل الحاقي.  ۲ - کنترل و اعمال فشار بر روسيه و چين مبني بر عدم کمک به ايران در چارچوب برجام.  ۳ - محدودسازي قدرت راهبردي ايران بر منطقه غرب آسيا.  ٤ - کم‌کردن فشار محور مقاومت بر رژيم صهيونيستي.  ۵ - ممانعت از شکل‌گيري اتحاد منطقه‌اي عليه رژيم صهيونيستي.  ۶ - مديريت منازعه بين ايران و دولت‌هاي عربي منطقه غرب آسيا.  ۷ - امکان اعمال سياست راهبردي هويج و چماق و واداشتن ايران به قبول مذاکره در حوزه‌هاي مورد علاقه نظام سلطه.  ۸ - تلاش براي ايجاد جبهه متحد بين‌المللي عليه ايران از طريق شوراي امنيت سازمان ملل متحد.  ۹ - رسيدن به يک رژيم منطقه‌اي در غرب آسيا براي مديريت فعاليت‌هاي چرخه سوخت هسته‌اي.  ۱۰ - افزايش و بالابردن هزينه مقاومت در برابر غرب و به‌تسليم کشاندن ايران.  ۱۱ - کشاندن مجدد پرونده به سمت شوراي امنيت سازمان ملل متحد به‌منظور نامحدود کردن زماني تعليق و تعطيل فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران.  ۱۲ - تلاش براي بر سر کار آوردن عناصر و احزاب متمايل به غرب و امريکا در ايران.  ۱۳ - امتيازگيري اقتصادي و سياسي از کشورهاي عربي غرب آسيا (همسايه ايران و رژيم صهيونيستي) از طريق تقويت پروژه ايران‌هراسي.  ۱٤ - پوشش دادن به ضعف و ناکارآمدي و مشکلات داخلي امريکا و مديريت افکار عمومي مردم امريکا با پروژه ايران هراسي.  ۱۵ - مشغول‌سازي ايران و انحراف افکار عمومي از راهبردهاي منطقه‌اي امريکا نظير اعلام رسمي قدس به‌عنوان پايتخت رژيم صهيونيستي.  ۱٦ - اعمال فشار متمرکز و هوشمند از طريق عمليات نظامي، فعاليت‌هاي اطلاعاتي و تحريم‌هاي هدفمند.  ۱۷ - پيشبرد سياست نفوذ و دوقطبي‌سازي در ايران و تحقق پروژه‌هاي براندازي در ايران.  ۱۸ - ترميم مسير موسوم به «پل زميني از ايران تا مديترانه» که هم‌اينک با شکست و اضمحلال داعش به کنترل محور مقاومت درآمده است.  ۱۹ - تحميل اراده خود در باره گشودن باب مذاکره در ساير حوزه‌هاي مورد علاقه نظير «حقوق بشر» و «قدرت دفاعي و موشکي». ۲۰ - امکان‌سنجي نسبت به راه‌اندازي جنگ نيابتي عليه ايران در منطقه غرب آسيا و تعقيب پروژه مشغول‌سازي و تضعيف قدرت دفاعي ايران. 

بنياد کارنگي توصيه مي‌کند که خروج امريکا از برجام به هيچ وجه به نفع امريکا نبوده و به منزله فروپاشي رسمي امکان اعمال هر گونه فشار بر ايران و پايان عمر ائتلاف بين‌المللي عليه ايران (۱+۵) است، به همين دليل امريکا مي‌تواند با حفظ (ظاهري) برجام و صرفاً تمديد تعليق تحريم‌ها، به بهترين نحو منافع استراتژيک کوتاه مدت و ميان مدت خود را حفظ ‌کند چرا که پايان دادن به برجام نه‌تنها به بازگشت تحريم‌ها نخواهد انجاميد بلکه قوياً به حذف محدوديت‌هاي کنوني در برنامه هسته‌اي و افزايش اقتدار منطقه‌اي ايران و تبديل اين کشور به يک هم‌پيمان قوي براي کشورهاي قدرتمند آسيايي و روسيه خواهد انجاميد. پايان دادن به برجام بدون شواهد معتبر و شفاف (مورد پذيرش ۱+ ۵) از نقض برجام توسط ايران، موجب تضعيف موضع امريکا براي مقابله با ايران شده و امريکا به‌خاطر لغو برجام به‌شدت سرزنش خواهد شد و جلب حمايت جامعه بين‌المللي عليه ايران در شوراي امنيت بدون برجام را بسيار سخت خواهد کرد. 

بنياد کارنگي مانند بسياري از مراکز مطالعاتي و پژوهشي و شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي سياسي امريکايي در گزارش‌هاي خود همواره بر اين نکته تأکيد کرده که ديپلماسي برجام همراه با افزايش کمي و کيفي اعمال تحريم‌ها و تشديد فشار بر ايران سبب تغيير سياست خارجي ايران و افزايش فشار غرب‌گرايان داخلي ايران بر نظام اسلامي ايران و تلاش براي زمينه‌سازي جهت مذاکره در ساير زمينه‌ها شده‌است. امريکايي‌ها معتقدند با سياست مذکور و در صورتي که در انتخابات بعدي غرب‌گرايان ايراني از طريق رأي مردم موفق به تبديل «ميل به مذاکره با امريکا در ساير زمينه‌ها» به «مطالبه مردم ايران براي مذاکره در همه زمينه‌ها» شوند، جمهوري اسلامي ايران عملاً تسليم خواسته‌هاي امريکا (نظام سلطه) شده و دومينوي تسليم ايران در مسير تحميل اراده امريکا بر ايران به حرکت درآمده ست. با اين اوصاف دولتمردان ايران با درک صحيح واقعيات و با اجتناب از تکيه به برجام و دلبستگي به همراهي غرب با ايران از طريق برجام بايد قبل از آن‌که ما متهم به نقض برجام شويم با هوشمندي مسير آينده بدون برجام را براي پيشرفت ايران ترسيم نمايند.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن