آخرین اخبار
کد مطلب: 168561
منازعه آمريکا-پاکستان طرف سوم!
تاریخ انتشار : 1396/10/18 13:51:08
نمایش : 61
آمريکا براساس نظريه «تشکيل يک زنجيره انفجاري اطراف ايران» به همراهي اسلام‌آباد با خود و ستاد منطقه‌اي‌اش يعني عربستان احتياج مبرم دارد و اين درحالي است که دولت و ارتش پاکستان چنين همراهي را غيرممکن ارزيابي مي‌نمايند.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛

«سعدالله زارعي» در سرمقاله شماره امروز روزنامه «کيهان» نوشت:

تشنج در روابط پاکستان و آمريکا که در دو ماه گذشته رو به فزوني مستمر گذاشته سؤالات متعددي را پديد آورده است. در وراي آنچه در بيانات رسمي گفته مي‌شود دلايل اين تشنج چيست و به چه نتايجي مي‌رسد؟ اين سؤالات بخصوص از آنجا داراي «اهميت خاص» است که منطقه پيراموني ما شرايط حساسي را پشت سر مي‌گذارد و هر کشور تلاش مي‌کند تا «دوستان» و بخصوص دوستان قديمي خود را حفظ کند. ادبيات تند مقامات اسلام‌آباد و واشنگتن نسبت به يکديگر اما در شرايطي صورت مي‌گيرد که هر دو با از دست دادن يکديگر وضعيت ضعيف‌تري پيدا مي‌کنند به همين دليل از يک سو در مورد جدي بودن يا نبودن اين منازعه و از سوي ديگر در مورد ورود منطقه به صف‌بندي‌هاي جديد ترديدهايي مطرح شده است.
روابط آمريکا و پاکستان تقريباً به درازاي زماني است که پاکستان در سال 1326 از هند جدا شده است. اين جدايي در آغاز زمان جنگ سرد روي داد و براساس سنت سياسي اين دوران يکي به سمت بلوک شرق و ديگري به سمت بلوک غرب آمد تا از مواهب توأم با مخاطره حضور در يک بلوک بهره‌مند شود. در اين ميان با توجه به روابط پيشين هند با اتحاد جماهير شوروي، پاکستان به سمت آمريکا رفت و از همان آغاز مورد حمايت اين کشور قرار گرفت. در اين ميان اگرچه آمريکا با يک نگاه دراز مدت که به جذب هند و جداسازي آن از شوروي داشت، دائماً روي بيطرفي خود در جنگ‌ها و تنش‌هاي نظامي ميان هند و پاکستان تأکيد مي‌کرد ولي روابط رو به توسعه آمريکا با پاکستان در بخش نظامي اين ادعا را کمرنگ و فريبکارانه مي‌نمود. از آن دوران تا اين اواخر، پاکستان سالانه بين 3/5 تا پنج ميليارد دلار کمک‌هاي مالي و تسليحاتي از آمريکا دريافت مي‌کرد و اين جداي از همکاري‌هاي واشنگتن با اسلام‌آباد در دريافت وام‌هاي با بهره کم از بانک جهاني و اعطاي کمک‌هاي اروپايي‌ها و عربستان سعودي با اشاره آمريکا بود که با احتساب اين موارد کمک‌هاي دريافتي پاکستان از آمريکا و متحدين آن رقمي بين 7 تا 10 ميليارد دلار را شامل مي‌شد.
نتيجه کمک‌هاي آمريکا به پاکستان کاملاً واضح بود. در واقع پاکستان که به دليل وجود دشمني عميق بين اسلام‌آباد و دهلي خود را ناگزير به قرار داشتن کنار آمريکا و دريافت اين کمک‌ها مي‌ديد، عملاً استقلال خود را فروخت و لذا در موارد متعدد با چالش‌هاي جدي مواجه گرديد.
در عين حال پاکستاني‌ها که خاطرات تلخ دوران سيطره انگليس و کمپاني هند شرقي را در ذائقه خود داشتند و مي‌دانستند که آمريکا حتي از آنان نيز غيرقابل اعتمادتر است، هيچگاه اين وابستگي به آمريکا را در وجدان خود نپذيرفتند و سعي مي‌کردند يک خط فاصله‌اي با اين کشور داشته باشند. براي مثال پاکستاني‌ها روي مهره‌هايي که آمريکا به آنان بيش از حد علاقه نشان مي‌داد، حساس بودند و از اين رو به گونه‌اي او را از ميان مي‌بردند و خود اين مسئله به بروز تنش‌هاي پياپي ميان آمريکا و پاکستان مي‌انجاميد.
تنش ميان دو کشور البته هيچگاه سبب فروپاشي روابط آنان نشد. نه آمريکا و نه دولت پاکستان در طول اين دوران هر گاه تنشي ميانشان روي داد، حد را نگه داشته و به مرور با شرايط يکديگر کنار آمدند. در اين بين آمريکا نوعاً از اهرم قطع کمک‌هاي مالي و پاکستاني‌ها از اهرم جايگزين کردن رابطه با طرف سوم به جاي رابطه با آمريکا سخن گفته‌اند ولي در عمل نه کمک به پاکستان از سوي آمريکا کاملاً قطع شده و نه پاکستان در عمل کشور ديگري را ترجيح داده است و به همين دليل آن کشورهايي که طرف سوم به حساب مي‌آمدند به عمق داشتن مراجعات تعجيلي مقامات اسلام‌آباد به ديده ترديد نگريسته و منتظر زمان مانده‌اند.
در عين حال «آمريکاي ترامپ» تا حدي با آمريکاي پيشينيان ترامپ متفاوت است. در دولت‌هاي پيشين آمريکا و نوعاً وزارت دفاع انتقاداتي را متوجه اسلام‌آباد مي‌کرد و وقتي کار به جاي باريک مي‌کشيد، وزارت خارجه و افراد بلندپايه سنا يا کنگره روي حفظ روابط و ادامه کمک‌ها به پاکستان تأکيد مي‌کردند و در عمل هم مقامات اسلام‌آباد به خواسته‌هاي آمريکا نزديک‌تر مي‌شدند و هم آمريکايي‌ها، گفتمان‌هاي ضد پاکستاني را در واشنگتن مهار مي‌کردند. هم اينک آمريکا در مقياسي بزرگتر به اتهام پراکني عليه پاکستان روي آورده است و اين اتهام‌پراکني از سوي مقامات ديگر آمريکايي تقويت شده است از اين طرف هم مقامات پاکستان به طور سريالي به اظهارات تند ضد آمريکايي روي آورده‌اند و همين ديروز خواجه محمد آصف وزير امور خارجه اين کشور از پايان همراهي پاکستان با آمريکا و احتمال قطع روابط بين دو کشور سخن گفت: با اين وصف مي‌توان گفت شرايط ميان اسلام‌آباد و واشنگتن تا حد زيادي نسبت به گذشته دگرگون شده است.
در اين ميان به نظر مي‌آيد ترامپ مثل هر معادله ديگر که ابتدا نگاهي به مبلغي که پرداخته و يا مبلغي که قرار است دريافت کند، مي‌اندازد، محاسبه سود و زيان پرداخت کمک‌ها به پاکستان را مد نظر قرار داده است. ترامپ مي‌گويد وقتي پولي مي‌دهيم بايد به اندازه آن سود ببريم وقتي به اندازه سود نمي‌بريم يعني هزينه مي‌کنيم و ضرر مي‌نمائيم. خب در اينجا سؤال اساسي اين است که ترامپ از کدام سود و زيان حرف مي‌زند و منظور او چيست؟
ظاهر قضيه اين است که دونالد ترامپ از هزينه‌هايي که به‌عنوان مهار تروريزم در افغانستان و پاکستان به ارتش پاکستان و از طريق سازمان اطلاعات داخلي پاکستان -i.s.i- به افغانستان پرداخته و عدد آن را 11‌ميليارد دلار- در حد فاصل 2007 تا 2011 مي‌داند، سخن مي‌گويد ولي خيلي بعيد به نظر مي‌آيد که منظور او و بقيه آمريکايي‌ها از عدم پايبندي به تعهدات اسلام‌آباد يعني همکاري با آمريکا در مهار افراط‌گرايي و تروريزم باشد چرا که اين از يک سو براي خود آمريکايي‌ها هدف نيست. آمريکا سال‌هاست که از طريق دفتر قطر با طيف گسترده‌اي از طالبان رابطه دارد و اگر آنگونه که در ادبيات رسمي آمريکايي‌ها مي‌آيد طالبان مصداق افراط‌گرايي و تروريزم باشد خود آمريکا در مماشات با آنان متهم‌تر است از سوي ديگر آمريکا در پاکستان براي مهار و مقابله انساني يا معنوي طالبان هيچگاه محدوديت نداشته و بطور مستقيم و در اغلب موارد بدون اطلاع دولت پاکستان عمل مي‌کرده است.
به نظر اين قلم آنچه آمريکايي‌ها را وادار به اعمال فشار حداکثري به پاکستان کرده موضوع عدم همکاري اسلام‌آباد با رياض در شکل‌دهي به جبهه‌اي ضدايراني است. در واقع آمريکا براساس نظريه «تشکيل يک زنجيره انفجاري اطراف ايران» به همراهي اسلام‌آباد با خود و ستاد منطقه‌اي‌اش يعني عربستان احتياج مبرم دارد و اين درحالي است که دولت و ارتش پاکستان چنين همراهي را غيرممکن ارزيابي مي‌نمايند.
فشار براي تسليم شدن پاکستان در طرحي ضدايراني سابقه‌اي دوساله دارد. پاکستان اگرچه خود را همواره دوست وحتي متحد عربستان معرفي کرده است اما در عمل نتوانسته در صحنه‌هاي حساسي که خواه ناخواه يک طرف آن ايران بوده ورود کند و براين اساس در جنگ يمن، پاکستان ازنظر سياسي در کنار رياض ايستاده و در همان حال از همراهي نظامي با آن طفره رفته است. اقدام سمبليک پاکستان در اعزام «راحيل شريف» فرمانده سابق ارتش به عربستان براي فرماندهي بخشي از نيروهاي نظامي سعودي نتوانست رضايت سعودي‌ها را به دست آورد از سوي ديگر عدم همراهي پاکستان با عربستان در راه‌‌اندازي اغتشاشات در شهرهاي ايران همجوار مرز پاکستان بر دامنه اعتراضات آمريکا و عربستان عليه اسلام‌آباد افزوده است. البته شايد بتوان گفت اين همه يا بخش اعظم اختلافات ميان دو کشور پاکستان و آمريکا نيست ولي نمي‌توان از تاثير لابي سعودي بر اين بحران ديپلماتيک و ملاحظات رياض چشم پوشيد.
از نظر عمق و اندازه و طول دوران بحران بين پاکستان و آمريکا بايد گفت ظواهر مي‌گويد دوران بحران در شرايط فعلي بيش از گذشته خواهد بود و اين شکاف‌هاي ميان دو کشور را عميق‌تر مي‌کند. برخورد تحقير‌آميز ترامپ نسبت به مقامات و ارتش پاکستان به زودي التيام نمي‌يابد. وقتي رئيس‌جمهور آمريکا از پول در روابط سخن مي‌گويد درواقع مي‌گويد ما بهاي پاکستاني‌ها را بيش از قيمت واقعي‌شان پرداخته‌ايم و اين فوق‌العاده گستاخانه تلقي مي‌شود. اين گستاخي براي اولين بار اجماعي در پاکستان عليه روابط دو کشور پديد آورده است. شدت اين اهانت تا آنجا بود که نواز شريف چهره به‌شدت وابسته به آمريکا و عربستان را نيز به اعتراض واداشت و اين نشان مي‌دهد اين بار تنش در روابط اسلام‌آباد و واشنگتن هم جدي‌تر و هم طولاني‌تر است.
اگر واقعا اين موج نارضايتي در اسلام‌آباد براي تجديد بناي روابط سياسي پاکستان با قدرت‌ها و کشورهايي که حرمت مردم و دولت پاکستان را پاس مي‌دارند و هرگز با نگاه قيم‌مآبانه به آنان نمي‌نگرند، صورت مي‌گيرد، پاکستان قطعا مي‌تواند آينده شيريني که در آن هيچ مقام آمريکايي يا غيرآمريکايي اجازه جسارت به مردم متدين و با فرهنگ آن سامان را نداشته باشند، تجربه کند.

انتهاي پيام/

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن