آخرین اخبار
کد مطلب: 168196
آينده پيش‌بيني‌پذير برجام
تاریخ انتشار : 1396/08/01 10:46:44
نمایش : 809
ملت ما اروپا و آمريکا را کم نيازموده است. 64 سال پيش دکتر مصدق در نيويورک با رئيس‌جمهور آمريکا مذاکره کرد و قول و قرار گذاشت تا بلکه بدين ترتيب راه زياده‌خواهي انگليس سد شود. اما آمريکا خيانت کرد و کودتاي آژاکس را همراه انگليس ترتيب داد.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ «محمد ايماني» در سرمقاله شماره امروز روزنامه «کيهان» نوشت:

1-عقل و شرع غلط از آب در مي‌آمد، اگر توافق با شيطان بزرگ - با روندي که نوشته و اجرا شد- به سرانجام مورد تصور مبني بر ايجاد رونق و گشايش اقتصادي مي‌رسيد. شنيدن و اطاعت از ولي امر است که مي‌تواند راهگشا باشد و نه غفلت از راهنمايي‌هاي او. خداوند درسوره حجرات پس از آنکه مومنان را از بالا بردن صداي خود در مقابل صداي پيامبر (ص) برحذر داشت، فرمود «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيکُمْ رَسُولَ اللهِ لَوْ يُطيعُکُمْ في‏ کَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ... بدانيد که ميان شما پيامبر خداست، اگر در بسياري از امور از شما پيروي و اطاعت کند، همانا به رنج و هلاک مي‌افتيد».
2- رهبر حکيم انقلاب دوسال پيش (29 مهر ماه 1394) در نامه‌اي به رئيس‌جمهور، ضمن موافقت مشروط با آغاز اجراي توافق برجام تصريح فرمودند«جنابعالي با سابقه‌ي چند دهه حضور در متن مسائل جمهوري اسلامي، طبعاً دانسته‌ايد که دولت ايالات آمريکا، در قضيّه‌ هسته‌اي و نه در هيچ مسئله‌ ديگري، در برابر ايران رويکردي جز خصومت و اخلال در پيش نگرفته است و در آينده هم بعيد است جز اين روش عمل کند». اما هشدار‌هاي آن نامه مهم و دورانديشانه در هيجان اجراي هرچه سريع‌تر و يکطرفه توافق مورد غفلت قرار گرفت.
3- اميرمومنان علي عليه‌السلام در نامه 31 نهج‌البلاغه به امام حسن عليه‌السلام فرمودند: «فرزندم! درست است که من به اندازه پيشينيان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان انديشيدم و در آثارشان سير کردم تا اينکه مانند يکي از آنان شدم بلکه گويا از اولين تا آخرين آنها را همراهي کرده و با آنان زيسته‌ام... براي امور پيش نيامده، به واسطه آنچه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنيا شبيه هم هستند و از کساني نباش که اندرز و موعظه سودي به آنان نمي‌بخشد؛ مگر زماني که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربيت پند مي‌پذيرد و چهارپايان، اندرز نمي‌پذيرند جز با زدن... و الهَوي شريک العَمي. و هواپرستي شريک نابينايي است».اين حکمت شريف از امير مومنان است که فرمود «من نام عن عدوه، انبهته المکايد. هرکس نسبت به دشمن خواب باشد، نقشه‌ها و نيرنگ‌ها او را بيدار مي‌کند». ضربه سختي که برخي مديران خوش گمان و سهل‌انديش ما از دولتين آمريکا خوردند، حاصل همين عدم اهتمام به امر و نهي‌هاي راهبردي رهبري بود.
4- عمليات رواني دشمن گاه آن قدر سنگين مي‌شود که خيلي‌ها را مقهور خود مي‌کند. شبيه عمليات فريب دشمن در مذاکرات را مي‌توان در جنگ صفين مشاهده کرد، آنجا که تيرِ پرتاب شده از سوي سپاه معاويه ، در گوشه‌اي از اردوگاه امير مومنان افتاد و با لحني خيرخواهانه بر روي آن نوشته شده بود «از بنده خيرخواه و ناصح خدا. من شما را خبر و هشدار مي‌دهم که معاويه مي‌خواهد فرات را بشکافد و به جانب شما گشايد تا شما را غرق کند، پس خود را بپاييد». تير در سپاه اميرمؤمنان(ع) دست به دست شد و ولوله برپا کرد. معاويه و عمروعاص مکار مي‌خواستند اردوگاه امام را که در موقعيت بهتري قرار داشت از جاي بجنبانند و موقعيت آنها را به تسخير درآورند. چنين هم شد. جماعت به سوي امام هجوم آوردند درحالي که 200 عمله معاويه را کنار آب بندِ فرات مشغول «نمايش» حفاري نشان مي‌دادند!
5- امام فرمود «آنها نيروي اين کار را ندارند و تنها مي‌خواهند شما را بترسانند و از جاي بجنبانند.». اما جماعت گفتند «به خدا سوگند دارند حفر مي‌کنند و ما اينجا نمي‌مانيم و، تو مي‌خواهي بمان!» امام فرمود «رأي مرا تباه مي‌کنيد». و به ناچار با آنها همراه شد و لشکر شام موقعيت برتر را‌اشغال کرد. پس از آنکه واقعيت عمليات فريب دشمن آشکار شد، امام ، مالک‌اشتر و‌اشعث بن قيس و ديگر لشکريان را خطاب قرار داد و خطاب به لشکر فرمود «آيا شما نبوديد که مرا مغلوب نظر خود کرديد، اکنون اين شما و اين وضع تازه». اين ماجرا پس از خطبه‌اي که امام در دعوت به عزت و جهاد خواند، ختم به خير شد و سپاه امام موقعيت از دست داده را پس گرفت. (کتاب «زندگاني اميرالمؤمنين(ع)» به قلم آيت‌الله رسولي محلاتي؛ و «وقعه صفين» به قلم نصر بن مزاحم )
6- ابن ابي الحديد مي‌نويسد در شب معروف به ليلهًْ الهرير که عرصه بر لشکر شام تنگ‏ شده بود ، جاسوسان معاويه سخن‌اشعث ‏را به معاويه رساندند.‌اشعث‏ به يارانش گفت «اگر فردا مانند امروز جنگ شود، عرب نابود خواهد شد، من اين سخن را نه از باب ترس از جنگ مى‏گويم بلکه براى زنان و فرزندان وحشت دارم». معاويه با شنيدن اين سخن گفت به خدا ‏سوگند‌اشعث درست گفته؛ پس دستور داد قرآنها را برسر نيزه کنند و... فتنه سر برآورد و جنگ پيروز، مغلوبه شد.
7- کلام امير مومنان (ع) در خطبه 19 نهج‌البلاغه درباره شخصيت‌اشعث و خيانت‌هاي او آموزنده است؛ «مردي که شمشير دشمن را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان براند، سزاوار است که خويشان و نزديکان، او را دشمن دارند و ديگران از شر او ايمن نباشند.» ابن ابى الحديد و عبده ضمن شرح نهج‌البلاغه تصريح کرده‌اند«اشعث در اصحاب امام، همانند عبدالله‌بن‌ابى‏ در بين اصحاب پيامبر(ص) بود. هر کدام در زمان خود رئيس‌منافقان بودند.» ابن ابى الحديد مى‏نويسد «هر نابساماني که در خلافت على(ع) پيش مى‏آمد و هراضطرابى که روى داد، اصل آن‌اشعث ‏بود، اگر کارهاى او نبود، جنگ نهروان پيش نمى‏آمد و امام با اصحاب نهروان به جنگ معاويه مى‏رفت و شام را تصرف مى‏کرد.»
8- شاخ خوردگان از آمريکا زماني مي‌گفتند «آمريکا گاوي است که بايد او را دوشيد نه اينکه سر شاخ شد» واکنون مي‌گويند «اروپا گاو است»! عذرخواهي پيشکش؛ کمترين اراده و شهامتي براي بازگشت از بيراهه و جبران مافات نشان نمي‌دهند. از زماني که آقاي هاشمي گفت آمريکايي‌ها مسائل را مانند گاو تحليل مي‌کنند تا زماني که آقاي مهاجراني در مقام مشورت نوشت آمريکا گاو شيردهي است که بايد او را دوشيد نه اينکه به شاخ‌هايش بچسبيم، جريان سهل‌انديش نسبت به غرب دستخوش دگرديسي‌ عميق بوده است.
9- آبان 92 مقارن تدارک توافق موقت ژنو، عطاءالله مهاجراني در سايت شخصي خود نوشت: «منوچهر دعوتم کرد به شام در رستوراني در فيلادلفيا. گفت عطا به اين دوستانت بگو آمريکا مثل يک گاو شيرده هست، شما چسبيديد به شاخ اين گاو. بابا منفعت ما در استفاده از شيرش هست». اسفند 93 همين مضمون را غلامرضا انصاري (نماينده سابق و عضو شوراي شهر تهران) در دانشگاه آزاد مشهد بازگو کرد؛ «به جاي اينکه با شاخ آمريکا خودمان را درگير کنيم، از پستانش استفاده کنيم». پس از آن گروهک انحرافي موسوم به ايثارگران اصلاح‌طلب نوشت «متأسفانه سهم ما از آمريکا، شاخ گاو شده در حالي که اگر مديريت و هوش به خرج دهيم مي‌توانيم آمريکا را بدوشيم»!
10- حسين دهباشي سازنده مهم‌ترين فيلم تبليغاتي آقاي روحاني، شهريور96 با بيان اينکه امثال وي کوتاهي کرده‌ و ‌اشکالات برجام را نگفته‌اند، به بدعهدي‌ و مطالبات پسابرجامي آمريکا پرداخت و نوشت «برجام اصلا خيانت نبود، صرفا خريّت بود»! او مورد اعتراض قرار گرفت که؛ شما‌ها در به ‌اشتباه انداختن عوام و خواص موثر بوديد و پاسخ داد « بله امثال ما نيز بي‌غيرتي کردند، وقتي همان قبل از تصويب برجام، نقدهاي خصوصي‌شان را علني نکردند».
11- آقاي روحاني 27 دي 1395 گفت «برجام يک توافق دوجانبه نيست که ترامپ بگويد خوشم مي‌آيد يا بدم مي‌آيد». اما به فاصله يکي دو ساعت، جاش ارنست سخنگوي کاخ سفيد در دولت اوباما پاسخ داد «ما براي آينده برجام در دولت بعدي تضمين نداده‌ايم. اوباما بارها گفته که اين دولت درخصوص آنچه دولت بعد مي‌کند، هيچ تضميني نداده است. دولت بعدي بر اساس اينکه چه چيزي را در راستاي منافع ملي تشخيص مي‌دهد، تصميم مقتضي را در قبال توافق خواهد گرفت»! دولت از آن زمان، 10 ماه فرصت تدبير داشت اما آرزوانديشانه، معطل و منتظر ماند شايد اروپاي بدعهد در توافقات 14 سال پيش، خرق عادت کند! در عين حال آخرين بيانيه شوراي اتحاديه اروپا درباره عهدشکني دولت ترامپ تصريح مي‌کند «موضع ترامپ عليه برجام، مسئله داخلي آمريکاست»! البته همين‌ها و از جمله وزير خارجه فرانسه صراحتا گفتند «ايران را بر سر برنامه موشکي و اقداماتش در خاورميانه به شدت تحت فشار قرار مي‌دهيم».
12- ملت ما اروپا و آمريکا را کم نيازموده است. 64 سال پيش دکتر مصدق در نيويورک با رئيس‌جمهور آمريکا مذاکره کرد و قول و قرار گذاشت تا بلکه بدين ترتيب راه زياده‌خواهي انگليس سد شود. اما آمريکا خيانت کرد و کودتاي آژاکس را همراه انگليس ترتيب داد. مذاکره و توافق بعدي دي ماه 1359 بود که به بيانيه الجزاير انجاميد. آمريکا در ازاي آزادي جاسوسانش تعهد کرد اموال ايران را آزاد کند، اموال غارت شده توسط شاه را مسترد نمايد، تحريم‌هاي تجاري عليه ايران را لغو کند، به دعاوي مطرح عليه ايران در محاکم آمريکا و بين‌المللي خاتمه دهد و احکام صادره را لغو نمايد و ديگر در امور ايران مداخله نکند. اما حتي يک بند از اين 8 بند به اجرا درنيامد.
13- دو دهه بعد هنگامي که رئيس ‌دولت سازندگي براي آزادي گروگان‌هاي آمريکايي در لبنان پادرمياني کرد، آمريکا قولهايي داد اما زيرش زد. بوش پدر در بيانيه‌اي نوشته بود: «حسن‌نيت، حسن‌نيت مي‌آورد». او با دکوئيار دبيرکل سازمان ملل تماس گرفت و گفت «مي‌تواند امتيازهايي به ايران بدهد». اما پس از مساعدت دولت هاشمي، آمريکا نقض عهد کرد.
مرحوم هاشمي در خاطرات 10 ارديبهشت 1369 مي‌نويسد «شب در حالي که مشغول نوشتن خاطرات بودم، به اخبار فارسي صداي آمريکا گوش مي‌دادم، خبر داد که دومين گروگان آمريکايي آزاد شد. اظهاراتي شده که نشان مي‌دهد، دولت آمريکا مي‌خواهد امتيازي ندهد». محمدجواد ظريف در کتاب «آقاي سفير» درباره همين بدعهدي مي‌نويسد«آمريکايي‌ها پيغام داده بودند اگر شما به آزادي گروگان‌ها کمک کنيد، ما حسن‌نيت خواهيم داشت، که به ‌معناي آزاد کردن دارايي‌هاي ايران و از اين‌گونه کارها بود. اما به قولشان عمل نکردند».
14- دولت اصلاحات به واسطه برخي قول و قرارهاي پنهان، به آمريکا در مقابله با طالبان کمک کرد اما به جاي تشکر و دست‌خوش، اتهام عضويت در محور شرارت را دريافت کرد. در همان روزگار - سال‌هاي 82 تا 84- توافق سعدآباد و پاريس و بروکسل ميان ايران و 3 کشور اروپايي امضا شد که با وجود انجام تعهدات از سوي ايران، تعهدات طرف اروپايي کاملاً زيرپا نهاده شد و پس از 2 سال انتظار فهميديم وضع واژگان مجعولي نظير «تعليق داوطلبانه» و «راستي‌آزمايي» بازي با کلمات براي کشيدن ترمز پيشرفت ايران بدون لغو کوچک‌ترين تحريم‌ها بوده و تازه طرف غربي طلبکارتر شده است. در طول دوره‌اي 40 ساله مي‌توان فهرستي طولاني از بدعهدي‌هاي شرکت‌هاي اروپايي از جمله زيمنس، يوروديف، توتال، رنو و... فراهم کرد.
15- رهبر حکيم انقلاب با وجود يقين به سرانجام مذاکره با شيطان بزرگ، به واسطه بدفهمي برخي مسئولان و از باب تجربه ملي، مجال مذاکره و توافق را براي دولت فراهم کردند، همچنان‌که بيشترين حمايت را از تيم مذاکره‌کننده به جا آوردند. هر کس نداند، آقاي روحاني و برخي اعضاي تيم مذاکره‌کننده بيش از همه به اهميت اين پشتيباني- با وجود بي‌اعتمادي مطلق به آمريکا- واقفند. در عين حال ايشان 24 شهريور94 فرمودند «دشمنان ما مکرر مي‌گويند شما کشور قدرتمند و بانفوذ و اثرگذاري هستيد ]اما[... اين مسئله انقلاب و روحيه انقلابي را کنار بگذاريد و دنبال نکنيد! اگر روحيه و عملکرد انقلابي نبود، اين نفوذ هم وجود نداشت. معنايش اين است که انقلاب را بگذاريد کنار تا از اين قدرت بيفتيد تا ما بتوانيم شما را ببلعيم. اين را صريحاً به افرادي از جمهوري اسلامي مي‌گويند و توجه نمي‌شود به معنا و مفهوم واقعي اين حرف... معناي اين حرف اين است که قدرت و عمق راهبردي خود را از دست بدهيد».
16- بازي دوباره در ميدان اروپا بدون اينکه گارد اروپايي‌ها ذره‌اي تفاوت کرده باشد و عبرت نياموختن از تجربيات تلخ قبلي، فقط با تعطيلي خرد و وسوسه‌پذيري قابل توجيه است. اينکه مثلا بشود اقتدار بازدارنده نظامي و نفوذ امنيت‌آفرين منطقه‌اي را با وعده برخي معاملات اقتصادي تاخت بزنيم، بوي تبديل خطا به خط را مي‌دهد و خيانت محض است. هر کس وارد چنين حريمي‌ شود، بايد برخورد خائن را با او کرد و نه کسي که وسط تهديد دشمن، خواب رفته است.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن