امام خامنه ای
آخرین اخبار
کد مطلب: 167996
از کجا سر درآورديم؟
تاریخ انتشار : 1396/06/14 11:23:09
نمایش : 1182
امروز مدرنيسم به دليل فقد عنصر معنويت، همچون لاشه اي عفن در گوشه اتاق هاي فکر در غرب افتاده است. بوي عفونت آن حتي دماغ پست مدرن ها را نيز مي آزارد.

به گزارش بام  ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ محمدکاظم انبارلويي طي يادداشتي در روزنامه رسالت نوشت: نگاه انسان به تاريخ ، هستي و خودش فوق العاده مهم است. اين نگاه بايد از دريچه عقل صورت گيرد. اينکه ما چه تعريفي از عقل داشته باشيم نيز مهم است. عقل، نور است. با اين نور مي توان سراغ تاريخ و هستي رفت و همه زواياي آن را ديد. عقل، نور است. انسان با چراغ عقل، راه سعادت را از شقاوت مي تواند خوب تشخيص دهد. طي سه قرن گذشته در غرب فيلسوفاني ظهور کرده‌اند که نگاه ‌آنها به عقل و عقلانيت، ابزاري بوده است. آنها جهاني ساخته اند مملو از تناقض، فساد ، تباهي و تبهکاري و ستم.اغلب فيلسوفان غربي مسيري  را رفتند که نبايستي مي رفتند. اثرات سوء ديدگاه‌هاي فلسفي آنها در کشور ما دو نيروي چپ و راست را تغذيه فکري مي‌کرد و آنها سوخت فکري و ايدئولوژيک خود را از اين جماعت مي گرفتند. نيروهاي غرب زده با اين سوخت فکري، دو نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت را به مسلخ بردند و با نهضت اسلامي امام خميني (ره) درافتادند.

اين سوخت فکري ميليون‌ها نفر را در جنگ جهاني اول و دوم به کام مرگ کشاند و پشتوانه تئوريک قتل عام ميليون‌ها انسان بي‌گناه شد.

اين محصول فکري بشر را از جنگ گرم عبور داد و به جنگ سرد و سپس تحريم‌ها رساند. سازمان تحريم‌ها با وقوع انقلاب اسلامي از اشغال لانه جاسوسي پديد آمد.

امروز پس از نزديک به 40 سال به عنوان يک سلاح موثر و نيرومند براي مقابله با انقلاب اسلامي به کار مي‌رود.

امروز هزينه جنگ نظامي و گرم به مراتب بالاتر از فايده آن است، حتي جنگ سرد هم پاسخگو  نيست . آمريکا و اروپا با قدرت اقتصادي، سياسي و فرهنگي و ايدئولوژيک خود هر کشور نافرماني را با تحريم‌ها ادب 

مي کنند. امروز سرمايه آمريکايي در هر کار کارتل و تراست مالي يا اقتصادي مثل خون در جريان است . سيستم تبادل پولي و بانکي تقريباً در تصرف آمريکايي‌هاست، آنها هر کشوري را بخواهند با همين سيستم تا سرحد تسليم فلج مي کنند. در اين نبرد نه نيازي به شليک گلوله و موشکي است و نه اخم و تخم جنگ سرد! اي کاش کساني که براي گفتگو با 1+5 رفتند، کارکرد تحريم ها به ويژه تحريم بانکي را درک مي کردند.

حرف اين مقال پرداختن به تحريم‌ها و جنگ سرد و گرم روزگار ما نيست، يک بحث تئوريک است.

روزگاري در تهران ما، نخبگان براي فرآورده‌هاي فلسفي بويژه فلسفه سياسي غرب سر و دست مي‌شکستند . حتي گاهي جان خود را براي آن فدا 

مي کردند. جريان مارکسيسم و ليبراليسم بر اساس همين فرآورده‌هاي فکري روزگار ما  ايراني ها را در دو نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن نفت را سياه کردند . در نهضت امام خميني (ره) همين دو تفکر خسارات جاني و مالي بسياري روي دست ملت ما گذاشت اما امروز خبري در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها از جاذبه‌هاي فلسفي و فکري غرب نيست . کفگير آنها به ته ديگ خورده است. ديگر مباحث فلسفي جنبش سياسي و اجتماعي توليد  نمي کنند و پيري و فرتوتي خود را طي مي کنند. روزگاري در دهه 40 و 50 و 60 جوان ايراني که از خواب بلند مي شد خود را در برابر يک دوجين ايست و ايسم فکري و ايدئولوژيک مي ديد.

غرب در هزاره سوم فاقد يک دستگاه فکري و فلسفي است که بتواند به انسان ، تاريخ و هستي نگاهي نو داشته باشد.

امروز نگاه امام خميني (ره) به عنوان يک فيلسوف و حکيم نه به عنوان يک شخصيت سياسي و بنيانگذار يک نظام الهي، بيش از همه در دپارتمان‌هاي فلسفه، علوم سياسي و جامعه‌شناسي مطرح است. متفکران شرق و غرب عالم دنبال ديدگاه‌هاي معرفت شناسي امام (ره) به عنوان پايه اصلي تحولات سياسي در منطقه و جهان هستند. بي ترديد آنها از طريق مباني فکري امام (ره) به آثار درخشان و دستاوردهاي بزرگ فکري و فلسفي دانشمندان و فيلسوفاني چون فارابي ، سهروردي و ملاصدرا و در عصر ما به علامه طباطبايي و ...  مي رسند.

نگاه اين دسته از فيلسوفان الهي و حکماي اسلامي به انسان ، تاريخ و هستي و از همه مهم‌تر عقل و عقلانيت با فيلسوفان غربي کاملا متفاوت است.

اين نگاه ريشه در درک عقلانيت و کارکرد و کاربرد آن در شناخت انسان ، هستي و تاريخ دارد.

کساني که به اين سرچشمه رسيده‌اند در محافل علمي غرب سانسور مي شوند. برخورد با آراء الکساندر دوگين فيلسوف روسي در محافل دانشگاهي غرب از اين سنخ است. آنها حتي آراي جديد ريچارد فولي فيلسوف آمريکايي را نيز برنمي تابند.

امروز ايسم ها و ايست هاي غربي، ديگر جذابيت ندارند. چون غرب حرف جديدي ندارد. پس جوانان ما چه مي کنند؟

امروز هر جواني در  اتوبوس، مترو، تاکسي، در خيابان، بيابان و نيز زير سقف، سرش در گوشي خودش است. اينکه آن سوي گوشي چه کسي است که براي او پيام توليد مي کند، مهم است. امروز سر جوان ايراني به چه چيزي گرم است؟ با اين جوان چگونه بايد سخن گفت؟ فضاي مجازي چيست؟ فضاي حقيقي کدام است؟ به اين سؤالات بايد دقيق پاسخ داد. کسي دغدغه پاسخ به اين سؤالات را دارد که به اين سؤال پاسخ دهد که؛ «در ميان توفان هاي فکري و فلسفي قرن اخير، از کجا سر درآورديم؟»

تا وقتي سر را در گوشي موبايل، آن هم سه شيفت بسپري، نمي داني بيرون از تو چه مي گذرد. کافي است اين کار را ترک کني و سرت را در اختيار بگيري و ببيني اطرافت چه مي گذرد.

ما در انقلاب اسلامي شهيد زياد داديم اما شهيد حججي گوهري ديگر است. پيام او به جوانان نسل سوم و چهارم اين است که سرت را دست خود بگير تا هويت تاريخي خود را کشف کني! هويت ما در کربلا، عاشورا و منطق امام حسين (عليه السلام) براي آزادي بشريت معنا و تفسير مي شود. ما ايراني ها مثل برخي ملت ها نيستيم که به گوشه اي از تاريخ معاصر پرتاب شده باشيم. به جاي زندگاني، ماندگاني کنيم. ما رسالت تاريخي داريم. ما در امتداد تاريخ انبياء و اولياي الهي قرار داريم. ديدگاه فلسفي ما الهي است، مادي و ماترياليستي نيست، ريشه اي هم در دنياي مدرن و مدرنيسم ندارد. جوان تراز شهيد حججي ها نه سر در گوشي هاي موبايل دارد و نه در گرو ايسم و ايست هاي غربي است. سرش را به خدا سپرده و مثل کوه در برابر دشمنان خدا ايستاده است.

مقام معظم رهبري در ديدار با طلاب تهراني به اين مهم همت گماشتند و فرمودند: «يک احساس خلأ فکري و نياز به فکر جديد در جهان امروز موج مي زند. از ايسم هاي چپ و راست، سرخوردگي وجود دارد. جمهوري اسلامي در مسئله انسان، جامعه و سياست حرف هاي نو دارد. ما بايد حرف هاي خودمان را در جهان منتشر کنيم.»

امروز مدرنيسم به دليل فقد عنصر معنويت، همچون لاشه اي عفن در گوشه اتاق هاي فکر در غرب افتاده است. بوي عفونت آن حتي دماغ پست مدرن ها را نيز مي آزارد.

اسلام به واسطه انقلاب اسلامي، هر روز زيباتر و معطرتر از هميشه در نگاه علما و دانشمندان و فيلسوفان جهان درخشش دارد. امروز همه نگاه ها به حوزه هاي علميه و دانشگاه هاي معتبر جمهوري اسلامي است که با تربيت صدها فيلسوف جوان و حکيم الهي، پاسخگوي نياز امروز بشر است. بازخواني و بازتوليد و بازنشر آن به زبان ساده و روز توسط فيلسوفان متألهي که ستارگان پر فروغ سپهر حکمت و فلسفه هستند، مي تواند چراغ راهي باشد براي طي مسير درست تاريخ انديشه و نيز بطلان ايسم ها و ايست هايي که ريشه در مدرنيسم دارند.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن