امام خامنه ای
آخرین اخبار
کد مطلب: 166591
قلب عبابافي از تپش افتاده است/ هنر روبه فراموشي نايين
تاریخ انتشار : 1395/09/30 11:30:57
نمایش : 462
روزگاري بهترين عباهاي زمستانه در محمديه نايين بافته مي‌شد اما امروز، تنها چهار کارگاه باقي مانده و فقط سه پيرمرد با قامت‌هاي خميده خود چله مي‌کشند و به سختي روزگار مي‌گذرانند.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از مهر  اينجا نايين است. شهري کويري در استان اصفهان. شهري به رنگ خاک با آسماني آبي و آفتابي درخشان که گهگاه با لکه‌هاي ابر پوشيده مي‌شود و زميني که آشکار است و سخاوتمند؛ تو به نايين آمده‌اي تا مسجد جامع را ببيني؛ دو رکعت نماز بخواني و پس از آن به «محمديه» بروي. همان جا که گليم و عبا مي‌بافند تا تنت را گرم و زمينت را هموارتر و زيباتر کنند.

اينجا محمديه است؛ سوت و کور و بي‌رفت و آمد. عبا و گليم بافان ناييني در اين منطقه زندگي مي‌کنند. اما گليم نايين کدام است و عبابافان کجا هستند!؟ به دور و بر نگاه مي‌کني؛ نه از تاک نشاني مانده و نه از تاک‌نشان؛ تنها سه سرداب باقي مانده با چهار ياپنج پيرمرد که در اين سرداب‌ها مشغول گليم بافي هستند و کمتر عبا مي‌بافند. چرا که عبا گران است و خريداري براي آن نيست.

محمد سلطاني، يکي از مردان هنرمند ناييني است که گرچه گرد پيري بر چهره‌اش نشسته و نامهرباني‌هاي روزگار، صورتش را چروکيده کرده، اما هنوز دست از گليم بافي برنداشته و سختي ها و مرارت هاي اين کار را به جان خريده است.

او از روزگاري مي‌گويد که چراغ  ۱۰۰ کارگاه عبابافي روشن بوده و زندگي عبابافان، رونق و اعتباري داشته اما امروز تنها چهار نفر در محمديه نايين عبا و گليم مي‌بافند. آنها هم پير و ناتوان شده‌اند و بايد آرام آرام غزل خداحافظي از اين حرفه را بخوانند.

مگر با عبابافي مي‌توان زندگي کرد؟

سلطاني، گليم بافي خود را متوقف مي‌کند؛ آهي مي‌کشد و به خبرنگار مهر مي‌گويد: مدت‌هاست که عبايي نبافته‌ام؛ مي داني چرا؟؛ آخر عبابافي کار آساني نيست. ما از پشم شتر و گوسفند براي بافت عبا استفاده مي‌کنيم که خيلي گران است. بماند که ديگر کسي حوصله تميز کردن و ريسيدن اين پشم را ندارد. قديمي‌ها ضعيف و ناتوان شده‌اند جوان‌ها هم که سراغي از عبابافي نمي‌گيرند. حق هم دارند. مگر با عبابافي مي‌توان زندگي کرد و خرج خانه و خورد و خوراک را پرداخت!؟

بافت يک عبا ۱۰ روز تا يک ماه طول مي‌کشد. قيمت عباها هم از ۳۰۰ هزار تا يک ميليون تومان متغير است اما مساله اينجاست که ديگر عبايي بافته نمي‌شود تا بهايش ارزان يا گران باشد زيرا خريداري نيست و وقتي تقاضايي نباشد، عرضه معنا و مفهومي ندارد.

آن گونه که سلطاني مي‌گويد: يک زمان عرب‌ها، بهترين مشتريان عباهاي نايين بودند و تعداد زيادي از عباها به کشورهاي عربي فرستاده مي‌شد اما امروز، شرايط تعيير کرده و اعراب، درگير جنگ شده‌اند و ديگر کسي طالب عبا نيست. از طرف ديگر يک زمان، راننده‌هاي کاميون و ماشين‌هاي سنگين از ما عبا مي‌خرند تا در سرماي زمستان، آن را دور خود بپيچند و از عبا به عنوان پتو استفاده کنند اما امروز همه راننده‌ها يک پتوي مسافرتي دارند که به لعنت خدا هم نمي‌ارزد اما آن را به عبا ترجيح مي‌دهند.

وضعيت گليم بهتر از عبا است

اما وضعيت بافت گليم در شهر نايين، بهتر از عبابافي است. بيشتر گليم‌ها در اندازه ۱۳۰ در ۷۰ سانتي متر بافته مي‌شوند و ساده هستند و طرح و نقش خاصي ندارند. اما همين سادگي، رمز زيبايي‌شان است. گليم‌ها يک روزه بافته مي‌شوند و قيمت‌شان بين ۶۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است. مشتري بيشتري هم دارند به همين خاطر است که معدود هنرمنداني که در محمديه زندگي مي‌کنند عبابافي را رها کرده و بيشتر گليم مي‌بافند.

سلطاني ۷۴ ساله است اما پيرتر به نظر مي‌رسد. نگاهش خسته و کم فروغ است. انگار در جان و نگاه او، اميدي به رونق دوباره عبابافي باقي نمانده است. اويي که نه بيمه دارد و نه حقوق ثابت. از صبح تا شب کار مي‌کند و چله مي‌کشد اما درآمد روزانه‌اش، تنها و تنها ۱۰ هزار تومان است. با اين پول چه مي‌توان کرد؟ مي‌توان خانه‌اي اجاره کرد؟ مي‌توان هزينه‌هاي دوا و درمان را پرداخت؟ چرا بايد پسران و دختران او عبا و گليم بافي بياموزند!؟

اينجا محمديه است. روزگاري بهترين عباهاي زمستانه در محمديه نايين بافته مي‌شده اما امروز از ۱۰۰ سردابه، تنها چهار کارگاه باقي مانده و فقط سه پيرمرد با قامت‌هاي خميده خود چله مي‌کشند و گليم مي‌بافند و به سختي روزگار مي‌گذرانند.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن