کانال تلگرامی ما
آخرین اخبار
کد مطلب: 155691
عذرخواهي شکستن غرور نيست ، نمايش شعور است
تاریخ انتشار : 1395/06/23 13:46:52
نمایش : 495
شايد روزانه هزاران بار کلمه شعور را از زبان همديگر شنيده باشيم ، گاهي در امور روزمره رفتاري از من و شما سر ميزند که ميگويند فلاني آدم بي شعوري است يا فلاني از شعور اجتماعي بالايي بر خوردار است .
به گزارش بام ايران خبر ، اطلاق کلمه شعور به قشر و طبقه خاص يا مدارج علمي  اختصاص ندارد گاهي ديده ايم يک معلم ، يک کارمند ، يک راننده يا ... داراي چنان شعور و درک بالايي هستند که رفتار  آنان براي ما نوعي آموزش است و گاهي هم برخوردهايي از ديگران مي بينيم که نشان ميدهد بعضي از شعور اجتماعي پاييني برخوردارند  . اگر بخواهيم تعريف مختصر و عامه پسندي از شعور ارائه دهيم شايد مي توان گفت شعور فهميدن درست و منطقي از هنجار و ناهنجارها ،  بايد و نبايدهاي زندگي اجتماعي است  .
گاهي برخوردهاي ما در جامعه باعث ميشود ما را فردي با شعور اجتماعي قلمداد کنند و برخي هم ما را فاقد هر گونه شعور بدانند ، بماند که شايد به روي مبارکمان نياورند ولي از ما فردي کم يا  فاقد شعور اجتماعي در ذهن خود ترسيم خواهند کرد و برخوردشان را بر اساس برداشتي که از ما دارند تنظيم خواهند کرد .
گاهي  در تلگرام آنقدر جملات آموزنده و ادبي مي خوانيم و براي ديگريان  ارسالش مي کنيم اما  در عمل آن را اجرا نمي کنيم ، گاهي  با خانواده به پارک و تفريح نمي رويم و فرهنگ بيرون رفتن را به آنان آموزش نمي دهيم ، گاهي  مانند آب خوردن به اين و آن نسبت ناروا مي دهيم و دروغ ها ميگوئيم ، گاهي  محيط امن اداره و سازمان را براي همکارمان ناامن مي کنيم ، گاهي در محل کار يا عبور از خيابان به ناموس مردم متلک مي اندازيم ، پست هاي مديريتي مي گيريم و وعده ها و قولها مي دهيم که اجرا نميشوند ، از بيت المال هزينه مي کنيم ولي  فرهنگ استعفا دادن را نداريم  ، گاهي مدرک ارشد و دکترا داريم و خودمان را علامه دهر مي دانيم اما در خيلي از زمينه ها بي سواديم ، گاهي من خبرنگار زيرآب  همکار خبرنگار خود را مي زنم و خيال  مي کنم کسي نخواهد  فهميد  ، گاهي اصوالگرا مي شويم و وقتي منافعمان تامين نميشود يک شبه اصلاح طلب مي شويم ، گاهي در تمام  ستادهاي تبليغاتي کانديداها ثبت نام مي کنيم تا هر کس برنده شد  منافعمان را تامين کنيم ، گاهي به پستي منصوب ميشويم و يواشکي فک و فاميل مان را به طرق مختلف استخدام مي کنيم ، گاهي تنهايي را دوست داريم و به تنهايي ديگري احترام نمي گذاريم ، گاهي براي  ناموس خودمان سگ ميشويم ولي براي  ناموس مردم گرگ  مي شويم ، گاهي وام صدها ميليوني يک روزه رديف مي کنيم و وام ازدواج را کان لم يکن مي کنيم ، گاهي به راننده اي که با راهنما زدن قصد دور زدن را دارد اجازه نميدهيم دور بزند   ، گاهي صداي موسيقي  ماشينمان را آنقدر بلند مي کنيم که همسايه ها آزرده مي شوند ، گاهي از داخل ماشين به بيرون تف مي کنيم ، گاهي درب مدرسه فرزندمان دوبله و سوبله مي ايستيم ترافيک درست مي کنيم ،  گاهي چراغ قرمز را به آرامي رد مي کنيم  ، گاهي براي ناموس مردم بوق ها مي زنيم ، گاهي نقص هاي فرهنگي و خانوادگي خودمان را با گفتن جمله اينجا ايران است عادي جلوه ميدهيم ، گاهي هدايايي که براي ما مناسب نبودند را به ديگران هم هديه ميدهيم ، گاهي شماره کسي را بدون اجازه در اختيار ديگران قرار ميدهيم ، گاهي ماشينمان را درب خانه مردم پارک مي کنيم ، گاهي شب ها بنايي و سر و صدا ميکنيم ، گاهي خارج از صف سعي ميکنيم نان يا .. بگيريم ، گاهي در مغازه جنس بنجل به مشتري مي اندازيم و پول بيشتري ازش مي گيريم ، گاهي در خيابان يا حتي پياده رو ها نميدانيم که از سمت راست حرکت کنيم ، گاهي حد و حدود شوخي و رفاقت را نمي دانيم و از خط قرمزها عبور مي کنيم ، گاهي در تلگرام گروه هاي مجازي تشکيل مي دهيم ولي قوانين  و حريم هاي خصوصي آن را نمي دانيم ، گاهي آب آشاميدني را بي جهت هدر مي دهيم با آنکه  مي دانيم وضع آب در استان ما به مرحله بحراني رسيده است  ، گاهي همکار و همسايه را مي بينيم و بي خيال از کنارش رد مي شويم ، گاهي به حق و حقوق خودمان اکتفا نمي کنيم و حق و نا حق مي کنيم ، گاهي پشت سر اين و اون به راحتي حرف  و شايعه درست مي کنيم و تخريبش مي کنيم ، گاهي چاپلوسي و تملق مديرمان را مي کنيم و دوست و همکارمان را واسه چند ساعت اضافه کاري خراب مي کنيم ، گاهي در اطرافمان و فاميل بچه هاي يتيمي مي بينيم و توجهي  به آنان نميکنيم ،  گاهي به اندازه توان و ظرفيت و عملکرد خودمان حرف نميزنيم و لاف منم منم ميزنيم ،
اگر اين مسائل را بدانيم و عمل نکنيم ما فاقد شعور اجتماعي هستيم . بياييم اگر رفتار ما باعث رنجيده شدن ديگران  شد عذر خواهي کنيم ، عذرخواهي کردن را بلد باشيم ، ببخشيد را تمرين کنيم زيرا عذرخواهي شکستن غرور نيست بلکه نمايش شعور فردي و خانوادگي ماست که در آن بزرگ شده  و زندگي مي کنيم . !و آخر اينکه گاهي بياييم شعورمان را به نمايش بگذاريم . . !

يادداشت: حميرا رحيمي
 
 
 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن