امام خامنه ای
آخرین اخبار
کد مطلب: 155610
"از مِنا تا خُدا..."
تاریخ انتشار : 1395/06/15 11:36:22
نمایش : 418
گفت‌وگويي خودماني با خانواده معظم دو نفر از شُهداي "فاجعه منا" از استان چهارمحال و بختياري
به گزارش بام ايران خبر،  گفت‌وگويي خودماني با خانواده معظم دو نفر از شُهداي "فاجعه منا" از استان چهارمحال و بختياري

* به کدامين گناه؟!

از آن زمان که استان چهارمحال و بختياري  مانند  بسياري از نقاط کشور به‌يک‌باره در بهت و حيرت جنايتي عظيم و باورنکردني فرو رفت، يک سالي گذشت، در اين يک سال، آيا مي‌توان فهميد بر سر خانواده اين عزيزان مهاجران الي الله، چه آمده است؟ آيا عظمت احساس و غم‌هاي آنان در سوگ از دست دادن عزيزانشان تسلي يافته است؟ آيا پيگيري‌هاي وزارت امور خارجه و دولت براي احقاق حق‌وحقوق ضايع‌شده هم‌وطنانمان به جايي رسيده است؟

به‌راستي، آنجا که دست‌هاي کثيف و پليد توطئه شوم دشمنان و اعمال ناجوانمردانه رژيم منحوس آل سعود اين‌گونه ملتي را عزادار مي‌کند، آيا مجامع حقوق بشري و برخي کشورهاي منطقه، همچنان سکوت مي‌کنند؟ آيا صداي ناله مجروحان و تشنگاني که زير دست‌وپا مظلومانه جان دادند را نشنيدند؟

 
* اگر بنا شد عکس‌العمل نشان بدهيم، عکس‌العمل ما سخت و خشن خواهد بود...

همه اين ناجوانمردي و اظهارات ضدونقيض مقامات سعودي يک‌طرف، نگراني خانواده‌هاي قربانيان براي تحويل اجساد عزيزان خود هم يک‌طرف، تا آنجا که ولي امر مسلمين، امام خامنه‌اي(مدظله‌العالي) به رژيم منحوس آل سعود هشدار دادند که:«اگر کشور ما و ملّت ما بخواهد در مقابل عناصر اذيّت‌کننده و موذي عکس‌العمل نشان بدهد، اوضاع آن‌ها خوب نخواهد بود. ما تا حالا خويشتن‌داري کرديم.

ما رعايت ادب اسلامي، رعايت حرمت برادري در امّت اسلامي را نگه داشتيم.اگر بنا شد عکس‌العمل نشان بدهيم، عکس‌العمل‌هاي ما خشن هم خواهد بود، سخت هم خواهد بود.امروز ده‌ها هزار نفر از عزيزان ما هنوز در مکّه و مدينه، در مناسک حج‌اند؛ اندک بي‌احتراميِ به اين‌ها، عکس‌العمل ايجاد خواهد کرد.

اگر کسي بخواهد به حقّ ملّت ايران و جمهوري اسلامي ايران دست‌درازي کند، ميدانيم با او چه‌جوري رفتار کنيم؛ محکم برخورد مي‌کنيم.» و همين شد که ترس و وحشت سراسر وجود سعودي‌ها را گرفت و سريعاً نسبت به تحويل اجساد اقدام کردند.

اين سخنراني حکيمانه و شجاعانه مقام عظماي ولايت، علاوه بر تسريع درروند تحويل شهدا، باعث دلگرمي، آرامش و خوشحالي  خانواده اين عزيزان شد که همگي به اين امر اذعان دارند.

* يادآوري فاجعه‌اي تلخ...

استان چهارمحال و بختياري در اين فاجعه 19 تن از عزيزان خود را از شهرها و روستاهاي مختلف دست داد، با همين مقدمه کوتاه، برآن شدم تا با خانواده محترم دو تن از اين شهدا به نمايندگي از بقيه به گفتگو بنشينم،کار بسيار سخت و طاقت‌فرسايي است.. در لابه‌لاي گريه‌هايشان بايد راز حقيقت عشق را جستجو کني.. يادآوري خاطرات يک عزيز ازدست‌رفته براي بازماندگان..
 
* هم صالح بود و هم شجاع؛

نامش«عبدالصالح جهانبازي» متولد 1354 اهل گوجان است، دوستانش او را شجاع صدا مي‌کردند، روابط عمومي سابق کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان استان که در کارش خيلي سخت‌کوش و پرتلاش بود، بسياري از کساني که او را مي‌شناسند درباره خونگرمي، صفا، صميميت و شوخ‌طبعي‌اش و اينکه هيچ‌وقت گل خنده از روي لبانش گم نمي‌شد سخن مي‌گويند، مادرش در ابتدا از خداحافظي‌هاي پرمعنايش و عشق هميشگي او براي شهادت و دفاع از وطن برايمان گفت و اينکه چطور بارها عنوان کرده بود که اگر بار ديگر جنگي صورت بگيرد اولين نفر به ميدان مي‌رود..

به گفته اين مادر داغ‌ديده، پس‌ازاينکه حادثه منا اتفاق افتاد، هنوز آسيب جدي به وي وارد نشده بود، بلکه او در ادامه براي کمک به چند نفر ديگر از افراد کاروان خود نيز تحت‌فشار يا برخورد جسمي سخت قرارگرفته و قسمت‌هايي از بدنش آسيب مي‌بيند. برخي از هم‌سفرانش از کمک و همراهي او به افراد سالمند کاروان در طول مسير تشرف به حج تمتع سخن مي‌گويند، در اين سفر معنوي، مادرش نيز همراه وي بوده است که در مدت اقامتش در مکه از لحظات سخت جدايي و فراق فرزندش و اينکه بعد از چهار روز که به ايران بازگشته بود پيکر مطهر فرزندش را بازگرداندند برايمان گفت، گويا وي چند روزي هم دريکي از  بيمارستان‌هاي سعودي بستري  و از ناحيه کمر مجروح بوده که نمي‌توانسته صحبت کند و فقط با آه و ناله جواب مي‌داده است..
 
* به خودم افتخار مي‌کنم که پدرم شهيد شده است

آن‌طور که مادر شهيد عبدالصالح جهانبازي مي‌گويد پس از آخرين ديدارشان شرايط خيلي سخت شده بود، شنيدن اخبار ضدونقيض درباره فرزندش در يک کشور غريب باعث شده بود که اين مادر چشم‌به‌راه فرزندش هر ساعتي پاي يکي از درب‌هاي ورودي به انتظار آمدن فرزندش بنشيند..

همسر شهيد جهانبازي نيز در ادامه با قدرداني از حضور و همراهي گرم مردم ولايتمدار استان در مراسم تشييع و تدفين آن مرحوم مي‌گويند:«در ابتدا باورش برايمان خيلي سخت بود، صالح همواره به فکر همه بود، خانواده و دو فرزندش را خيلي دوست داشت، به خاطر شرايط کاري حساسي که داشت همواره به فکر بچه‌هاي مردم بود و مي‌گفت اين‌ها امانت دست ما هستند و بايد مراقب‌شان باشيم، بعضي روزها تا ديرهنگام در محل کار حاضر بود، بعدازاين حادثه، با کمک مسئولين بخشي از مشکلات محل سکونت و.. خود را حل کرديم، اميدوارم بتوانم بار امانتي که عبدالصالح بردوشم گذاشته را به مقصد برسانم..»

فرزند دختر کوچک وي هم که امسال به کلاس پنجم مي‌رود از خاطرات خوب خود با پدرش و اينکه هميشه به وي عشق مي‌ورزيده مي‌گويد، برايمان گفت که چطور شب قبل از اينکه پيکر پدرش را بياورند در منزل يکي از اقوام در آرزوي ديدن دوباره او نشسته بود..

در رؤياهاي کودکانه‌اش تصويري از پدر در لباس احرام تجسم مي‌کرده که دارد به سمت او مي‌آيد، فرداي آن روز از خواب برمي‌خيزد و مي‌بيند کسي در اطرافش نيست، پس‌ازاينکه او را پيش مادرش مي‌برند، آنجاست که خبر شهادت پدر را مي‌شنود، پدري که عاشقانه دوستش داشت.. نازنين مي‌گويد:«به خودم افتخار مي‌کنم که پدرم شهيد شده است»

***
تلاش خستگي‌ناپذير

شهيد ديگر، مردي از جنس سخت‌کوشي، تلاش و کار خير«حاج عيدي محمد عزيزي» متولد 1328 اهل شهر سورشجان بود که داراي 5 فرزند است. براي هماهنگي اين مصاحبه پسر بزرگ‌تر وي به گرمي ما را به حضور پذيرفت و خود رشته سخن را به دست گرفت و شروع کرد به يادآوري و مرور خاطراتي که يک‌عمر در کنار پدر در حافظه ثبت کرده بود، از زحمات طاقت‌فرساي پدر براي کسب روزي حلال تا شرکت در کارهاي خير و امور عام‌المنفعه.

 مردم سورشجان نيز او را به خير و نيکي ياد مي‌کنند، به گفته آنان، از خصوصيات بارز شهيد عزيزي مشارکت در کار خير و امور عمومي و امور امامزاده «سيد محمد» بوده است، عيدي محمد در اکثر مراسم ترحيم و خاک‌سپاري اموات شرکت داشته و خود يکي از فعالان يا دست‌اندرکاران برگزاري بسياري از برنامه‌هاي شهر بوده‌است، در روزهاي جمعه براي شرکت در نماز دشمن‌شکن جمعه از ساعت‌ها قبل وضو گرفته و آماده بود و ابتدا به گلزار شهداء مي‌رفت و ساعت‌ها آنجا مي‌مانده است و سپس در نماز جمعه حضور شرکت مي‌کرد..

باورکردني نيست.. مادر يکي از شهداي سورشجان مي‌گويد عيدي‌محمد هر هفته با حضور در گلزار مطهر شهدا، دقيقاً در همين مکاني که اکنون پيکر پاکش مدفون است ساعت‌ها به نظاره مي‌نشست.. گويي حسي از غيب مي‌گفت اينجايي که اکنون ايستاده‌اي، روزي آرامگاه ابدي تن خسته و رنجورت خواهد بود..

شهيد عيدي محمد عزيزي به خاطر از دست دادن پدرش قبل از تولد، از همان دوران خردسالي مجبور به کار براي تأمين مخارج زندگي بوده است، سال‌ها رنج دوري از خانواده را در کشور کويت به دوش کشيده تا رزق «حلال» کسب کند، پس از آن‌يک کارگاه توليد تيرچه و بلوک راه‌اندازي مي‌کند و در کنارش به کشاورزي هم مشغول مي‌شود، آن‌طور که مي‌گويند حتي در ماه مبارک رمضان با زبان روزه هم‌دست از کار نمي‌کشيده است، اکنون ثمره سال‌ها زحمت و تلاش خستگي‌ناپذيرش فرزنداني خلف و شايسته است که هرکدام به نحوي به مردم خدمت مي‌کنند.

فرزند بزرگ‌ترش، آقا رضا، عشق و علاقه پدر براي طواف خانه خدا را وصف‌نشدني مي‌دانست.. اينکه موقع رفتن پس از نوشتن وصيت‌نامه و پرداخت خمس مال و طلب حلاليت از همه، امور خانه و خانواده را به او سپرده است، «در اين ماه آخر قبل از رفتن، رفتار پدرم خيلي عجيب بود، احساس مي‌کردم محبتش چندين برابر شده، در مورد همه سؤال مي‌کرد، سفارش برادران و خواهرم را داشت» قطرات اشک در چشمان فرزندان به‌وضوح ديده مي‌شود، به اينجاي مصاحبه که رسيدم اشک‌هاي فرزند ديگر"خيام"، امان نمي‌داد، به‌راستي آه و ناله مظلومان حکايت از رنج‌هاي بسيار آنان دارد.

شهيد عيدي‌محمد در اين سفر به همراه همسرش حضور داشته‌است،خانواده وي از لحظات پر التهاب آن روزها مي‌گويند، اينکه چطور خبر دقيق و صحيحي از پدرشان نمي‌رسيده، اينکه چطور نگران حتي بازگرداندن پيکر وي بوده‌اند،گفتند که چطور هواي مادرشان را داشتند که با او شوک وارد نشود و غم از دست دادن همسر را تحمل کند، از مردم و مسئولين هم راضي بودند و از آنان تشکر مي‌کردند.

اميدوارم اين گفتگوي کوتاه توانسته باشد نظر شما خوانندگان گرامي را جلب کند. جا دارد از مسئول محترم روابط عمومي اداره کل حج و زيارت استان جناب آقاي اصغر شاهسون که زحمت هماهنگي اين ديدار را کشيدند و خانواده‌هاي معظم جهانبازي و عزيزي تشکر نماييم.

گرامي مي‌داريم ياد و خاطره 19 شهيد گران‌قدر استان چهارمحال و بختياري در فاجعه منا:(حيدر خاکسار حقاني، حسينعلي پور دست‌هايي، مهدي‌قلي عليپور فيض‌آبادي، سيامک همتيان سورکي، فرهاد نجفي، بهرام مهديان، عبدالصالح جهانبازي، عيدي محمد عزيزي، بهرام بهراميان، عبد محمد ستاري، سلطانعلي نفر شلمزاري، گشتاسب رستمي، غلامحسين الله‌وردي، فيض‌الله کيواني، محمدجواد فياض، هرمز داوري، علي‌حسين ولي‌پور، علي‌اصغر محرابي و باقر حسين‌زاده)

 نوشته مجيد غلامي ارجنکي
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن